افغانستان در گذرگاه تاریخ
شرح وقایع سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی افغانستان از گذشته های دور تا عصر حاضر
مرور کوتاه به دوره مشروطیت

افغانستان در مسیر تاریخ خودصرف در دو مرحله طعم آزادی ،خود مختاری واسقلال را چشید یکی در دوره احمد شاه ابدالی وسپس چند صد سال بعد در زمان حکومت شاه امان الله خان غازی، مردم ما از این نعمت برخوردار بودند .بخصوصدوره امانیه از ادوار شاندار وپر افخار این سرزمین دانست.

ملت افغانستان متکی به خود گام های مثبت در راه ترقی وتعالی کشور خویش گذاشت ولی ارتجای داخلی و دست نشانده گان اجانب مانع این پیشرفت وتلاش  ملت ما گردیده و نگذاشتند که مانندملل مترقی جهان آنآن زمان به پا ایستیم وحاکم خویش باشیم.

ورنه این جهل ونادانی جنگ قتل وکشتار ها گرسنگی وفقر دامن گیر ما نمی گردیدکه بیگانه گان برای مقاصد ومرام های شوم خود از آن استفاده برند.این ملت رنجیده ما قربانی جنگ سرد ابر قدرت شدند. وبه کشورهای دیگر مسافر شدند و در دیار غربت آواره وسرگردان نمی بودند.

این حرکت برای اولین مرتبه که در انگلسان به وجود امده بود وسپس در انقلاب کبیر فرانسه مطرح شد وسراسر اروپا را در بر گرفت ،آهسته آهسته به شرق رسید ودر کشور های چون ترکیه ،مصر ،ایران فافغانستان وهندوستان جنبش های مشروطه خواهان وآزادی خواهان قد علم نمودند. بسا مبارزین در این کشور ها از  عقاید وکا ر علامه سید جماالدین افغانی پیروی می کرد.

جنبش مشروطیت در شرق با دو دشمن مواجه بوده وبه مارزه برخاستند،یکی استبداد سلطنتی و ارتجاعی داخلی ودومی استعمار گران خارجی چون انگلیس وغیره ...

آغاز مشروطیت در افغانستان بعد از مرگ امیر عبدالرحمن خان زمانیکه پسرش امیر حبیب اله خان در سال 1901  م به اریکه قدرت نشست و در سال 1903م بود که اولین مکتب بنام حیبیه بنا وافتتاح شد .معارف معاصر در کشور تائسیس شد مدریت ورهبری مکتب را داکتر عبدالغنی خان هندی و برادرش مولوی نجف علی خان به عهده گرفت ودر همین جریان لیسه ،دارالمعلمین نیز با رهنمود وهدایات وی پایه گذاری گردید. او در سراسر کشور سفرنموده وحدود سیزده مکتب ابتداییه ومتوسطه را افتتاح کرد. قبل از این در افغانستان کسی مفاهیم چون شاهی مشروطه،جمهوری ،دیموکراسی ویا مبارزه پارلمانی وحق خود ایرادیت ملت چیزی نمی   دانست وهمین جنبش اول بودکه برای مبارزین تحریک الهام و نوید بخشید در مجموع این بنیاد فرهنگی نوین(مکتب حبیبیه) زمینه ایجاد وپرورش کدر های مختلف اداری ،فنی ومسلکی  بوجود آورد، و به تدریج به حیث یکی ار مراکز مهم وعمده فعالیت های سیاسی  روشن فکران دیموکرات،ترقی خواه اصلاح طلبان ، آزادی خواهان واستقلال طلبان گردید. مکتب حبیبیه یک کانون بزرگ معرفی بود و

                                                              (7 ص16 –17)

از همان جا بود که اولین صدای مشروطه خواهان بلند گردید در دوره امیر حبیب الله خان جراید و اخبار مشروطه خواهان که در هند وترکیه،مصر وایران نشر وطبع می شد به دربار افغانستان نیز رسید.

گروه از جوانان داخل دربار وغلام بچه گان ناراضی که آموزش های علمی خود را نزد اساتید ومعلمین هندی خویش کسب وتحصیل نموده بودند،شیفته وگرویده نظام شاهی مشروطه شده وعضو جنبش وتحریک مشروطیت گردیدند.

شهزاده امان الله خان در حلقه مشروطه خواهان درباری که به شکل سری تشکیل شده بود شمولیت داشت وحلقه دیگر ملی بنام جا نثاران که در راس آن عبدالغنی قرار داشت به حلقه های دیگر بعد از تعهد ویادکردن سوگند به قرآن قلم وشمشیر به مشروطه خواهان یکجا شدند.که دراین نهضت همه فرزندان ملت چون هندی ،اوزبیک ،پشتون،هزاره ،بلوچ ،تاجک شریک وعضویت داشتند ومتشکل از همه اقوام بودند.

هدف مشروطه خواهان حاکمیت ملی را که حق مردم است وباید ملت در چوکات شاهی مشروطه قدرت اجرائیه را با داشتن پارلمانی انتخابی بدست گیرند ودر طی ده ماده مرامنامه خود را انتخاب کرد.

 که از جمله مرام شان کوشش مداوم در بدست آوردن حقوق ملی ومشروطه ساختن رژیم حکومت تحت نظر نماینده گان ملت و تا ءمین حاکمیت ملی وحکم قانون تعمیم معارف ومکاتب و وسایل بیداری مردم ومطبوعات وتامین اصول مساوات وعدالت اجتماعی ... بود.

این برنامه های مشروطه خواهان وفعالیت های ایشان برای انگلیس ،امیر حبیب الله خان و ارتجاع داخلی تحمل نا پذیر شد چونکه خواسته های جنبش به منافع آنان ضربه میزد وهرچه زود تر درصدد از بین بردن این حرکت مردمی .یک عده زیادی از اشخاص برجسته و نامدار جنبش گرفتار گردیده و محکوم به اعدام و یا به اشکال دیگر جان های شرین شان را از دست داد وفدای راه آزادی و نثار ملت نموده یادشان گرامی وروح شان شاد باد.

[ شنبه 1389/02/11 ] [ 1:48 بعد از ظهر ] [ احمد خالد جمال زاده ] [ ]

میر غیاث الدین فرزند میرک ، حصارک جرم ( بدخشان ) 1117 ه ق در جرم تولدشده ودر 1181ه ق درفیض آباد بدخشان وفات یافته ویک شاعر افغانستانی بوده ، مبادی دانش های ادبی وعربی را درذاد گا هش فراگرفت . سپس برای کمال بخشیدن به دانش خود به هند رفت . گرچه مدت اقا متش درهند دانسته نیست ، اما غزل ازوی نشان میدهد که تحصیلاتش را همان جا بپایان برده است . وی هم چنین به مجا لس درسی شاه غلام محمد معصوم ( معصوم ثانی ) سر هندی ، راه یافت وبه اودست ارادت داد . غیاثی که در طریقت از سلسله نقشبند یه پیروی می کرده ، پس از آن که اجازه ارشاد یافت به ذادگاهش باز گشت وسال ها به رهنمایی مردم پرداخت . غیاثی مریدان بسیار داشت که از آن شمار می توان به یوسف بلخی که خود سرایند ۀ شعرهای سوفیانه بوده ، اشاره کرد . این دویار به هندوستان بایک دیگر سفر کردند ویوسف مرثیه ای در سوگ پیری خود سروده ودر پایان مرثیه ماده تاریخ در گذشت اورا یاد کرده است . ( 1: 746) زمان مسافرت غیاثی به هند ، مصادف به سلطنت محمد شاه گور گانی پادشاه مغولی هند است .وی در هندوستان درشهر دهلی وسایری شهرهای آن جا علوم متداول زمان خودرا در عرصه های فقه ، تفسیر ، کلام ، حدیث ، منطق ، فلسفه ، حکمت ، عروض وادبیات عربی وفارسی فرا گرفته وبه درجه " مولویت " میرسد . بعد از اینکه غیاثی به حد رشد علمی وفکری گام می گذارد در لاهور به خدمت شاه معصوم ولی الله یکی از مر شیدان طریقه نقشبندیه هند رسیده ، ازوی دست ارادت گرفته وبعد از طی مراتب سیر وسلوک وارشاد جهت رهنمایی وتربیه مریدان وعاشقان الهی به ذاد گاه خود بدخشان بر گشته است

        اسم اصلی شاه معصوم ولی الله مرشید غیاثی ، غلام محمد معروف به معصوم ثانی است .وی پسر صبغت الله ونواسه غلام معصوم وکواسۀ شیخ احمد سر هندی معروف به مجدد الف ثانی ، که بانی مکتب وحدت الشهودی از طریقه نقشبندیه می باشد . غلام محمد معصوم ثانی در سرهند می زیست . تحصیلات علوم ظاهری را در هند بپا یان برده است . اودر ایام جوانی به تصوف گرویده ودر اندک مدت مراتب سیر وسلوک را طی نموده وبه مقام ارشاد رسیده است . وی در سر هند وفات یافته ودر موضع موسوم به " صندل سیره " مد فون شده است .

      غیاثی در کتاب " تحفته المعصوم " خویش که آن را نیز به نام مرشیدش همین شاه معصوم نوشته است ، جـــــــــــــــــــــریان عقیده مندی ووصل خودرا بوی چنین توضیح کــــــــــــــــرده است : (30:3 )    

      شب در لاهور به خواب دیدم که روزنه یی از آسمان نمودار شد ، از آن روزنه زنجیری به زمین آویخته اند ومرد محا سن سفید ، سبز پوش بر سر آن روزنه نشسته است .اومرا به گرفتن آن زنجیر تشویق می کند . موقیع که دست در حلقه زنجیر می افگنم ، زنجیر ببا لا می رود وتا جایکه تمام ستاره گان وکواکب آسمان به سان نقاط کوچک پا ئین پایم قرار می گیرند . از آن جا بوسیله آن پیر روشن ضمیر ، به وادی زیبا وپر از آب وگل رهنمایی می شوم  در آن جا بر سنگ زیبایی بر می خورم ، که در آن نقش قدم رسالت پنا ه پیغمر بزرگ اسلام حضرت محمد " ص " قرار گرفته است . بدان مکان مقدس شر فیاب می شوم . بعدا پیر مذکور آب شفاف وذلال برایم تعاریف ومی نوشاند . که حتی بعد از بیدار شدن لذت وطعم آن آب ، هم چون گلاب و انگبین در کام جانم جا گرفته است .

      غیاثی بعد از بر خواستن از خواب جریان این رویارا بیکی از دوستان ارادت مند خویش اظهار میدارد . وی برایش چنین تعبیر می کند : زود است دست در سلسلۀ طریقت وسیر وسلوک روحی خواهید زد وبه توجه مر شد کامل ، شهباز تو از عالم  ناسود به عالم جبروت عروج خواهد کرد واز انگبین زکر حق شیرین کام خواهی شد . غیاثی سپس در پی مرشد رویایی خود به نقاط مختلف هندوستان سفر می کند وبعد از تجسس بسیار روزی درنزدی خواجه خواند محمود که یکی از خلفای طریقه نقشبندیه در لاهور بوده است ، به خواجه معصوم ولی الله ثانی بر می خورد که در نزد موصوف نشسته ومشغول مرا قبه بوده است .

.. غیاثی بعد از دیدار با خواجه معصوم منقلب می شود ودست ارادت در دامن او می افگند ومدت دوازده سال در خدمت وی قرار گر فته وسر انجام به تو جه او به مرحله ارشاد وبزرگی می رسد :

غلام حلقه در گوش درپــــــــــیرخراباتم    که غـرق نور گشتم تا نمودم سجده بابش (3: 31)

[ شنبه 1389/02/11 ] [ 1:21 بعد از ظهر ] [ احمد خالد جمال زاده ] [ ]

فلسفه نام گذاری چاه آب

     پیش از اینکه روی موضوعات تاریخی بحث وبررسی نمایم میخواهم چـاه آب را از دید گاه دیگران بدانم بنا باورق زدن کتب ومصــــاحبه با اهالی این ولسوالـــــــی چند سطردراین مورد نگاشته ام.

طوری که از نفس عبارت نام چاه آب بر می آید آبادان وشهر به روی موضوع بنا نهاده شده که چاه(آب) بوده است وبه همـــــــــان نام حقــــــیقی چاه آب نامــــیده شده است. (:3  1 )

    منطقه چاه آب دشـتی بدون آب بوده که چهار اطــــراف آنرا کوه های خاکی احاطه نموده است. در سال 889 هـ ش شخص مالــــداری بنام افسقال برات در این دشت بدون آب می آید وبه نسبت رفع مشکلات مالــــــــها ی خود چاهی آبی را حفر میکند واز این منبع آبی استفاده مـــــــــــیکند و بعد ها در همین جا خانه آباد مینماید ومردمان اطـراف ان این مـــــنطقه را بنام چاه افسقال برات یاد مینمایــــــند وبه مرور زمان مردمان دیگر نواحی به این منطقه هموارسرازیرشده می آیند وجایـــــــگزین میشوند ومحل بزرگ را تشکیل میدهند .آهسته آهسته باگذ شت زمان آب بالا می اید وبه شکل چشمه جریا ن پیدا مـــــــیکند که همان چاهی آب را بنام افسقال برات یاد میشود.(8: 291)

    چاه آب ازدوکلمه تشکیل شده است یکی چاه به معنی گودال تنوره مانـــــندکه در زمین حفرکنندبرای بالاآوردن آب یاریختن فاصل آب ودیگرآب درحقیقت گودال که برای بالااوردن آب باشد که ازآب ان استفاده صورت گیرد.عمید(1: 726)

    چاه آب افاده شهرراکه مرکزحکومت محلی آن است هم مینمایدوهم تمام محـــیط وماحول ومربوطات شهریک حکومت واحداداری بنام چاه آب نامــــــــیده مــیشود. (3: 2)   

    شهرچاه آب یک منطقه چشمه داروسیرآب بوده مالداران بشکل کوچی زندگـــی داشته بافرارسیدن مراسم سرما ه دوباره به ساحات زندگی اصــــــــــلی شان بازگشت مــــینمودند با کمتر ازسه صدسال که مرکزشـــــهررایک قسمت آنرابنام گزرایزنه میگویند یکتعدادازمردمان قریه ایزنه آمده زندگی اختیارنمودندوقسمت دیگرآنراکه گزرورنخواه مینامند یکتعدادازمردمان قریه ورنخواه مده زندگــــــــــی خانه وکاشانه اختیارنمودند ویک قسمت آنراکه بنام گزرگردنگه میگویند یکتعدادازمردمان قریـه گردنگه تصاحب نموده اند زندگـــــــــــی دوامداری اختیارنموده اند وبقیه مردمان شهرازدیگرقریه ها بعدازایجادبازاروتاسیس حکومت وقت جایگزین گردیده اند. (1: 391)

    طوریکه ازنام چاه آب هویداست چـــاه آب یک اسم ترکی ازچاه وآب بوده است یعنی موضعیکه مکان وجای آب است .درادبیات عوام این سرزمین نیزهرچیزیکه وفرت داشته واضافه ازاستفاده دردسترس قرارداشته باشدآنراذخیره وبه اصطلاح چاه میکنند مثل چاه گندم وغیره چون چاه آب منطقۀ بوده که دارای چشمه ساروآب چاه های فراوان که اولین بارآبادیهای آن درنزدیکی همین چشمه سارها وبازار هـــا وباطلاقها بناشده است که ذخایرطبعی آب راتشــــــکیل داده است بناٌ با اسم چاه آب شهرت یافته است علاوه برآن بایدمتذکرشدکه درنواحی مرکزی چاه آب درچـــــهار یاپنج مترحفرنمودن زمین آب برمیاید بدین ملحوظ اسم چاه آب راساکنان اولــی آن بااین ناحیه گذاشته اند. باید متذکرشدکه چاه آب افاده مرکزولسوالـــی یاواحداداری محلی بوده که بعضاٌ تمام قریه جات وماحول آنرااین اسم نیزدربر مـــــــــیگیرد.  ( 4: 281)

موقعیت جغرافیایی چاه آب

     چاه آب حکومتی است درجه چهار متعلق حکومت کلان تالقـــان مربوط ولایت قطغن که بین69 درجه 47 دقیقه 15 ثانیه طولالبلد شرقی  37 درجه 23ًدقیقه55ثانــــیه عرض البلدشمالی واقع است چاه آب بطرف شرق حکومت ینگـــــــــی قلعه وحـــوزه سرحدی شمال افغانستان درولایت قطغن ودرمنطقه حکـــــــومت کلان تالقان وقوع داشته وطرف مشرق چاه آب حوزه حکومت اعلی بدخشان موقیعت دارد درچاه آب یک باب مکتب ابتدائی است . ناهیض(2: 36)

    ولسوالی چاه آب دارای 769میل مربع مساحت بوده وارتفاع مرکزچاه آب از سطح بحر980مترمیباشد.جمراد (11: 8)

 بصیر احمددولت آبادی مینویسد که ولسوالی چـــاه آب دارای 769کیلومتر مساحت بوده که درآن 58قریه واقــــع شده است ودرحدود57167نفرنفوس دارد مردم آن به زبان دری، ازبکی وترکی صحبت میکنند. دولت آبادی (13: 170)

    ولسوالی چاه آب ازطرف غرب به دشت ازبیک گذ شته به حوض مشـهوروتاریخی خواجـــــه جرغاتون بلاخره به ولسوالـــــی رستاق وصل میشود وازطرف شرق به چراگاه های وسیع وسرسبزوخرم که بنام پشت بهاریاد میشود گذ شــــــته به ولسوالی شهربزگ ولایت بدخشان میرسد. وازشـــمال به دریای آموهم مرزتاجکستان میباشد وجنوباٌ به دشت شیرازی گذ شته به دشت پهن پشت بهــــار به ولایت بدخشان وصل میگردد .شعله(4: 79)

    چاه آب ازطرف شرق به چراگاه های خرم وسرسبزپشت بهاروقریه بریخم عـلاقه داری شهربزرگ بدخشان ودره گوردره وقریه اسپاخواه ازشمال به دریای آموواقع است.

   ازطرف غرب به دشت ازبک گذ شته به حوض مشهور وتاریخی خواجه جرغاتو منتهی میشود.

  ازغرب دشت شیرازی موضوع یکه توت جنوباٌ ازجنوب دشت شیرازی وقریه خلیان به پهلوی کیشان گذ شته،به موضوع قربان زردوحدودپشت بهارشهربزرگ علاقه داری بدخشان میرسدکه ساحه کمی رااحتوامیکند .جمراد(7: 9)

     چاه آب ریخت درست کلمه چاه آب میباشد که در35کیلومتری شمــــــال رستاق وکرانه چپ رود آموقراردارد . چون کشاورزی دامداری این شهر ازطریق چاه آب صورت میـــــگیردوطبعاٌ چاه های زیادی درآن وجوددارد این محل به چاه آب معروف ومسمی شده است. بخارائی(3: 256)

    چاه آب مــــنطقه ایست درغرب ویاشمال غرب بدخشان طرف شرقی اش علاقه داری شــــــــــــهربزگ بدخشان غربش ولسوالی آهن قلعه شمال دریای آمووجنوب ولسوالی رستاق واقع شده است. (8: 153)

    چاه آب که حصـــه وجزء ارتفاع بدخشان بوده مثل اکثرنقاط بدخشان یک منطقه کوه هستانی وتیپه زار است.

    همواری که پیداست تنها دشت پیشروی خودشهراست که ازجنوب بشمال افــتاده وساحه وسیعتری رااحتواکرده است. کمی همواری هم درجنوب شـــــــهربنام دشت ازبک وگزشته ازتپه های خواجه جرغاتووخلیان قطعه کوچک هموار بنام دشت شیرازی دارد.

    دیگرازشرق به غرب وازشــمال به جنوب تماماٌ تپه زار وکوهستانی بوده وقریه وده کده ها همه درمیان همین کوه پایه ها وتپه زارها ودره های پرپـــــیچ وخم واقع شده اند. مثلاٌ کوه مپائی درشرق چاه آب ازجنوب به شمال افتاده وبلـــــــندترین کوه آنجاراتشکیل میدهد درزمستان به نسبت بلندی واینکه خیلـــــی ها برف نشین وسرد است تا اواسط ماه حمل اکثراٌ راه آمدورفت آن بند میباشد.

    درقریه نزدیک آن بدوطـرف مثل کولان،رباط همدین،ویسکی،چشمه گل، کوشکاخواه ،کلاتک،نوآباد ازتاثیرات چنان موانع طـــــبعی مشکلاتی به مردم محل دامن گیر میباشد.

    کوه تندامان چاه آب وبعضی قسمت های ازحکـــــــــومت محلی آهن قلعه راجـدا میسازد گرچه آنقدربلند نیست ولی ازجنوب چاه آب تانقطه دریای آمو به یک خـــط مســـتقیم افتاده است به غیر ازبعضی جاهای مشخص ومعین بواسطه داشتن پرتگاه ها ودره های پرحول وغارها راه روی ندارد. مازاده ئی این دوکوه پایه های دیــگر به جنوب شرقی وشمال شرقی این بقعه واقــــع شده وهمچنان تپه ها وکوه بچه های خوردوریزه سرتاسرساحه آنراپوشیده است. (5: 11)

    شهر چاه آب درمیان یک دشت وصحرای که سطح مرتفع گفته میشود واقع قراء ودهات آن باداشتن هوای دلکش وخاک قوی یک بقعه گوارا وصحت بخش وحـیات پروربود.(13: 156)

    چاه آب شهر است که یک مناطق بسیارغـــــــــــــنی وباداشتن معادن طلا ونفت وهمــــچنان مشهور بوده درکنارکوه پایه وتپه سارهای شهربزرگ بدخشان قراردارد اکنون تذکرداده میشودکه خطوط بندهـــــــای آن درهر عصر وزمان ازطرف شرق همجوار برکنار ولسوالی شهربزرگ وازغرب مقیداست به شهر آهن قلعه یاینــــــگی قلعه آهندز وازطرف شمال منبسته است به دریای آمو یاپار دریا البته کــشوردوست وهمسایه تاجکستان وازطرف جنوب متصل است به شــــهر زیبای تاریخی رستاق. (13)

    چاه آب از طرف شمال به دریای آموازطرف جنوب به دشت شیرازی واندکی به قریه کیشان رستاق (جوارقریه خلیان). ازطرف غرب به تپه زارهای شرقی قریه جلگه ودرمجموع ولسوالی ینگی قلعه که به سنگاب کجدره واقع درغرب تخن آباد(تگین آباد) میرسد. ازطرف شرق متصل است به چراگاه های ییلاقی پشت بهار وقریه بریخم ولسوالی شهربزگ بدخشان وگوردره وقریه اسپاخوا . ازآنجایکه اقلیم عمومی افغانستان به نسبت دوربودن ازبحرومقدارکمی بارندگی وساحه فشار بلند دارای اقلیم خشک وبری است وخصوصیات اقلیم خشک وبری عبارت ازرطوبت وبارندگی کم تابستان گرم وزمستان سرد میباشد. این خصوصیات اقلیمی درولسوالی چاه آب نیزتاٌثیرات خودراداردیعنی درزمستان برف باری زیاد ودربهاربارندگی وتابستان گرم وبدون باران.ناگفته نماندکه هوای معتدل ونسبتاٌسرد کوه پایه مپایی درتابستان بالای چاه آب اثرات خودراگزاشته است به این معنی که هوای چاه آب نسبت به ولسوالی همجوارغربی آن نسبتاً معتدل وگوارامیباشد. (5: 83)

    مرکزولسوالی چاه آب رابه وادی تشبه کرده میتوانیم که درکناره های شرقی،غربی وشمالی آن کوه ها وتپه های کوچک وبزرگ اخذموقع کرده است . همواری چاه آب ساحه میباشدکه ازجنوب بطرف شمال دربین همین کوه هاوتپه ها افتاده است. بغیر ازدشت شیرازی وچند قریه محدوددیگرهمه ساحات چاه آب وقریه جات مربوطه آن دربین کوه ها وتپه محصورهستند کوه های بلند این منطقه راکوه تندامان،باقی بیک،انجیرک ،کوه شرقی قریه انجیرالاقریه ویسکی وکوه مپائی تشکیل میدهد.حدود ده چشمه آب نوشیدنی درشهرچاه آب وجودداشته که ازآن استفاده به عمل میاید. البته به نسبت تراکم نفوس اکثراً ازآب چاه نیزاستفاده صورت میگیرد.

    دریای آموکه ازنزدیکی این ولسوالی وقریه جات آن میگزرد یک فیصداستفاده زراعتی ازآنصورت نگرفته وزمین های زراعتی چاه آب عموماً للمه بوده وحاصلات آن بستگی به مقداربارندگی دارد.(9: 18)


ادامه مطلب
[ شنبه 1389/02/11 ] [ 1:15 بعد از ظهر ] [ احمد خالد جمال زاده ] [ ]

قبل ازاینکه به معــــــــــــــــرفی زنده گی نامه واشعار دل انگیزی شعــــــــــــــــــرای کوهپایه های والسوالی ارگوولایت بـــــــــــــــــــــــدخشان بپــــــــــــــــردازیم ، لازم است شناخت مختصر اززادگاه ایشان داشته باشیم والسوالی ارگو سرزمین پهناوری که درشمال غــــــــــــــرب شهر فیض آباد درفاصلۀ 25 کیلومتری آن قرار دارد ، حدود اربعه آن عبارتند از : شرق پیوسته به شهـــــری فیض اباد ، غرب پیوسته به والسوالی درایم ، شمالا پیوسته به والسوالی تشکان وشهــــــــــــــــــــر بزرگ وجنوبا متـــــــــــــــصل است به والسوالی خا ش .این والسوالی قــــــــــــــــــــــبلا ازمضافات شهـــــــر فیض آباد محسوب میشد ، درزمان حکومت مجاهـــــــــدین یعنی حاکمیت استادبــــــــــرهان الدین ربانی به عنوان واحــــــــدی مستقل اداری یعنی والسوالی کسب منظور نمود . طول این والسوالی نهایت طویل است ازسلسله کوهای والسوالی خاش تا قسمت های پل بیگیم که مربوط والسوالی کشم است هم خـــط وبادریای کوکچه امتداد دارد .تعداد قرأ وقصبات آن به یکصــــــــــدو پنجاه قریه میرسد ، مرکز آن شهر { وحدت } می باشد . ونفوس آن درحدود 126 هـــــــــزار نفر میرسد .وترکیب اجتماعی آن مردمان تاجیک وبیشتر آن ازبک بوده ، اما دارای فـــــــرهنگ ومناسبت های سالم ومشتــــــــــــــرک اجتماعی ورابطۀ ارگانیکی اند .شهـــــــــــــــــــــر وحــــــدت تقـــــــــــــریبا درحدود وسطی این والسوالی قـــــــــــراردارد ، که دست راست آن را ارگوپایان ودست چپ آن را به استقامت والسوالی خاش ارگــــــوبالا نامیده میشود .تنظیم واتحادمیان ساکنین آن بویـــــــــــــــــــــــــــــــــــژه تااجیک ها وازبک ها ازســـــــــــــــــــدهای قبل تا اکنون وقت مندی خودرا داشته وحتی درجـــــــــــــــــــــریان انقلاب ، هیچ قومی مــــــــــــــزاهیم قوم دیگــــــــــــــری نشده با اتحاد وبرادری زنده گـــــــــــــــــــــــی میکنند .

        این والسوالی گـــــــــــــــذرگاه است که ، بسوی والسوالیهای درایم ، تشکان ، جرم ، کشم وخاش ازآِن لحاظ درخوری اهمیت بوده است . خاک ارگو حاصل خــــــــــــــــــیز وبرای رشد همه انواع حبوبات ونباتات مساعـــــــــــــد است .این والسوالی فــــــــــــــــــــعلا د ارای هشت باب لیسه ذکورو چهارباب لیسه انا ث ویک باب دارالایتام ومدارس متعدد دینــــــــــــی وسیستم مخابراتی ، پولیس میلی نظام های حقوقــــــــــی ، قضای وعدلی میباشد .

      ارگو ازگــــــــــــذشته های خیلی هادور مهد پرورش ومرکـــــــــــز تمرکز شخصیت های بــــــــــــــزرگ اجتماعی ، فــــــــــــــــــرهنگی ، سیاسی بویژه علما ادبا وشعرا بوده است .تاریخ بدخشان که امـــــــــــــــــروز افتخار فـــــــــــــــــــــرهنگی ماست وافتخارات فـــــــــــــــــــــــرهنگی وسیاسی  این ولایت را ازآغاز حاکمیت میــــــــــــــــــــــــر یاربیک خان تا اوایل سلطنت امیـــــــــــــــــــر عبدالرحمن خان ، که باعث انقراض حکومت های محلی وملوک الطوایفی میگــــــــــــــــــردد ، بدست ملا سنگی محمد ارگوچــــــــــــــی نوشته شده است ، ونیــــــز شخصیت های دیگری درعرصهای مختلف بروز کــــــــــــــردند وازبین رفته اند ودراین فـــــــــــــــــرصت ذق ، نمیتوانیم که از تمام آنها نام ببریم ، وآنها کسانی بودند که مردمان فــــــــــــــــــــــــرهنگی وقلم بدستان بودند ، که افتـــــــــــخارات تاریخ ادبیات وفرهنگ اصیلی مارا تشکل میدهــــــــــــــــــد .

     والسوالی ارگو درسخت تــــــــــــــرین شرایطی سیاسی ونابسامانی های سه دهۀ افغانستان منطقۀ بوده که ، برای یکروز هم دروازهای مکاتب ومدارس به روی شاگردان وطلبای این دیار بسته نشده ، عـــــــــــلاوه برآن دراین روزگار مجــــــــــــرب ترین استادان ازنقاط مختلف با حمایت وپشتیبانی مردم علمدوست وفـــــــرهنگ پرور این مــــــــــــــرز بوم جمع شده ، مصـــــــــــــــــــــــــروف پیشبرد تعلیم وتربیه اولاد این دیار بوده اند .

        بجاست که گفتند برای پیشرفت وتـــــــــــــرقی اقتصاد ، فــــــــــــرهنگ ، سیاست واجتماع یک محیط خواه مخواه اشخاص کبیر ودلسوز تحصیل یافته نقش بارزرا دارد که درراه تــــــــــــــــــــــــــــــرقی وپیشبردامور مختلفه این والسوالی شخصــــــــــــیت های بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــزرگ نقش داشتند که ، ازجمله یکـــــــــتن ازآن ها به مثا بۀ مشت نمونۀ خـــــــــــروار اشاره می کنیم : مولوی قیام الــــدین خــــــــردمند وغیره کسان نقش داشتند .

        خردمند کسیسیت که درراه شگوفای معارف بـــــدخـــــــــــــــــــــــشان علم پبرور بخصوص والسوالی ارگو بحیث فــــــــــــرزند صدیق وراستین این خطــــه همانند شمع درخشید ومحیط معارف را مبد ل به گلستان ساخت ، که پروانگان آن امـــــــــــــروز درهریک ازدانشگاهای کشور بحیث محصلان ممتاز مقام وجایــــــــــــــــــگاه خواص دارد ، که این افتخارات مرحون احسان وفــــــــــــداکاری آن راد مردی راه راستین حق است .

    والسوالی ارگو با قــــــــــــدامت شخصیت های فـــــــــــــــــــــــــــــــرهنگی وادبی امروز هم نیز کسان را درکنار خودداردکه ، همانند نیاکان خویش درفضای شعر وادب بسان ستاره گان آسمان زینت افضای این دیار گـــــــــــــــردوخاک اند . اینکه به معـــــــــــــرفی برخی ازادب دوستان وشعـــــــــــــــــــــــــر پروران آن می پردازیم

[ جمعه 1389/02/10 ] [ 12:20 بعد از ظهر ] [ احمد خالد جمال زاده ] [ ]

مقدمه

خداوندبزرگ راسپاس گذارم که درمرحله پایان یافتن تحصیلی دوره لسانس توفیق آن رایافتم تاپایان نامه تحصیلی خودرا درقسمت معرفی ولسوالی امام صاحب ولایت کندز تهیه وترتیب نمودم .

این پایان نامه حاوی معرفی وصنعت تاریخی فرهنگی وهمان آثارباستانی که درامام صاحب وجود داردمی باشد که دراصلی آن درمورد چگونگی تمام موضوعات به تفصیل معلومات ارایه خواهد شد که برای خوانده گرامی عاری ازدلچسپی نخواهد بود بداند که این ولسوالی تاریخی چگونه ازنام قدیمی خود که (آرهن)به امام صاحب یا امام جان قبول گردیده درگذشته خود به چی علت قابل اهمیت بود تاچه اندازه ازلحاظ اقتصادی برای مناطق همجوار چه اهمیت داشت اسکندریه که دراین ساحه ساخته شده بود به چی ساخته شده وچه آثاری ازآن باقی مانده است این ولسوالی دارای چگونه رسم ورواج ها بخصوص خودبوده . چگونه دارای اهمیت معنوی شده است ومردم آن درچی وضیعت اقتصادی واجتماعی قرارداردتمام این موضوعات همان مفا هیم عمومی است که میتوان بامطالعه این پایان نامه تمام موضوعات رابه تفصیل ازلابه لای آن دریافت نموده که درقسمت تهیه وترتیب آن به منابع وماخذ متعددی مراجعه صورت گرفت که درکتابخانه های کندزموجودبوده وهمچنان باتعداد ازافراد مصاحبه ها اختصاصی نیز صورت گرفته است. دراخیربجاست که ازرهنمایی هاوهمکاری ها همه جانبه جناب استاد گرامی وعالیقدرامین الله خان(بیدار)تشکری نمایم که من رادرتهیه وتدوین این مونوگراف همکاری ورهنمایی فراوان نموده است وازخوانده گان محترم خواهشمندم که اگرکدام اشتباه درتهیه این پایان نامه صورت گرفته باشد من رابه بزرگرواری خود عفونمایند.

موقعیت جغرافیای آرهن(امام صاحب)

ازنظرموقعیت جغرافیای امام صاحب در شمال کندز ودرجنوب رود خانه آمو وازغرب شهر خواجه غارموقعیت دارد.سمت وقوع آن ،در قسمت شمال کندز به عاصله (71کیلومتر)واز کابل تقریبا (585کیلومتر)بوده،حدودآن ازطرف شرق بهولسوالی خواجه غارواز طرف شمال بهسرحدخاک تاجکستان وازسمت جنوب تقریبا بهسهرکندزوازحصه جنوب غرب به ولسوالی قلعه ذارمتصل ومحدود میباشد.مساحت امام صاحب(1545)کیلومترمربع وارتقاع مرکزی آن ازسطه بحربه(360)مترمیرسد.طول البلدوعرض البلد مرکزی(68درجه و55دقیقه شرقی 37 درجه و11دقیقه شمال تخمین گردیده است.) این ولسوالی دارای اضافه تراز70 قریه میباشد.(ص 727)

این منطقه چون درکنار رودخانه دریای پنج واقع شده آب وهوای سالم وابهای شیرین وخوشگوار دارد. بنابراین مردم تا اندازه ازنعمت برخودار میباشد.(14،ص

شهر امام صاحب (1840)به اندازه شهر قندوز آباد بوده وطرح نوسازی شهرامام صاحب درسال (1935)دررمام تصدی شیرخان شروع شده است . امام صاحب درفاصله 20کیلومتری جاده قندوز شیرخان بندرواقع شده ویک شهرمزهبی به شمارمیرود. بازارهای شهر درسال(1935)دارای(660) دربندر دکان بوده وکارخانه پنبه پاک کن وابسته به شرکت سپین زرازاهمیت اقتصادی شهر میگویند.

امام صاحب شهرعمده دراستانی کندز،شهرامام صاحب (حضرت امام صاحب درقدیم گفته میشد ) با9000 هزار نفر جعمیت بود . درسال (1840 ) به اندازه این شهر کندز بوده همان ساختمان های آن درموقعیت بهتری قرار داشت . طرح نوسازی شهرامام صاحب هم که شبیه کندز بود، درزمان تصدی شیرخان درسال 1935 شروع شد برنامه عمران شهری که درسال 1938 به نهایت خودرسید بیش از نیمی از پروژه را فراغی گرفته .امکانات ضعیف مالی وشایعه ساختن سوی( افغانستان – روسیه بروی رودخانه آمو دریای که آب پشت آن شهر را می پوشاند . تقاضای دریافت زمین برای خانه سازی را به حدی اقل خود رساند بدین جهت توسعه نوسازی غیراز بازار وبخش شرقی آن ، منطق دیگر را دربرنگرفته است . امام صاحب با اماکن متبر که خود صاحب شهرت فروانی است.

دراوخراوبه هشت ما ، درکنار جشن مذهبی چهل روزی خود ، مهمانانی زیاد را ازپاکستان وایران به سوی خودمی کشاندوبازار گرمی برای میادین باروکال ها دیگرش بوجود می  آورد . شهروبازر امام صاحب به حدود (660 دوکان ) مرکز مهمی برای دادستودها هالی بسیاری ازرستاهای پراگنده درحوزه های رودخان آموریااست .

همچنین شرکت سپین زر دراین شهر مجتمع صنعتی ، پنه پاکن وروغن نباتی دارد .نسبت به وسعت ومرکزیت شهر ساختاری زیربنای این محل ازقدرت چندانی ( مالی ) برخورد دار نیست . درسال (1973) برای اولین بار دوحولد برق دیزلی داده شد وچای عمیق آبی دردست حفاری بود. اما با وجود سعی بسیار درنوکران شهر امام صاحب شهر سنتی ( قدیمی ) باقیمانده است ازطرف ما این که امام صاحب دربیست کیلو متری جاده آسفالته کندز – بندر شیرخان قرار دارد . 4  : ص ( 112)

درمرکزاین ولسوالی هم دربین راه ، کاروان سراها ، ودرمرکز دوکان ها،حمام های عصری ومکاتب ابتدای وجود دارد هوای این منطقه درزمستان سرد ودرتابستان گرم می باشد ازاین رواوضاع جوی آن بادیگر نقاط ولایت ، تقریبا یکسان بوده وفرق زیاد ندارد . پیداورزراعتی آن عبارت اند از :

پنبه ، گنجید  ،گندم  ،جو،جواری ، ارزن ، ماش  ،نخودوشالی  زمین های مزروعی  دراین قسمت چون برای رویدن ،نشحو نمو هرنوعه نبات مخصوصا پنبه ، کنجد ، استعداد کافی دارد بنأ محصولات ذکرشده به درجه اول ودیگر غله جات آن به درجه دوم سوم  چهارم قرار می گیرد . دراکثرسال های محصول پنبه به پیمانه وسیع تر بار آمده  وانعام درشتی رادرمقدراصادرات تجارتی تشکیل میدهد درامام صاحب ، باغ های سرسبز وشاداب ، با آب وهوای دلکشی فرحت بخش وجود داردکه میوه هاوسبزیجات متنوع درآن زرمی گردد.انگور،سیب،ناک،سیب بی ،زردالو،شفتالو،آلوبالو،خربوزه،تربوز،سبزهای مانندبادرنگ ،تره ، ترای ،تراتیزک ،کچالو ،شلغم ،بادنجان،ماش ،نخود،پیاز ،گشنیز وغیزه از جمله پیداور زراعتی ان است .

همچنان نباتات طعبی درآن ولسوالی زرعه می گردد.مثل سایر گیاهان ، دیگرتحت شرایط ، مساعد آب واقلیم رشد ونمو. می کند این نباتات منحیث بزرگترین ثروت وگنجینه میلی به حساب می رود با انکشاف طب وتحقیق درنوعیت ادویه،ارزش،نباتات مذکور بیش از بیش مورد توجه قرار گرفته است . گیاهان طعبی درپهلوی منابع دیگرطبی کشور ازنگاهی استفاده درتحقیقات علمی اقتصادی ملی ازطریق صنایع داخلی وتجارت خارجی ویا ازنگاه استعمال آنها بخاطرعلاج یک عده بیماری ها از ارزش برازنده برخورد داراند.این گیاهان طعبی عبارت انداز:بندک،  مداق،رومه،گل،گندم،تخم گشنیز،دولانه ، خنهل ( تربوزابوجهل ) پنیرک،تلخک،زون وغیره  پیشه اکثراّهالی این ناحیه زراعت بوده که ازطریق همین ماده امرارحیات می کند .

تمام اراضی که دراین ناحیه از آن به دولت مالیه پرداخته می شود ودرمقام های مختلیفه (درجه دوم وسوم ) قرار دارد درحدود 408812 جریب زمین بوده مالیات آن را هم ساله   به دولت می دهد . این منطقه چون درمجاورت دریای پنج قراردارد آب شرین وخوش گوار دارد مردم این ناحیه تا انداره ازوضع صحی خوبی برخوردار بوده که کمتر به امراض  حساب  می شوند .

ولی دربعضی از قربه ها چون حلقه گل عرب- حلقه   کول زابر، خمچال ، کوهلاض ، الچین وچغره کلتپه دلشاد ، کرگری وغیره قریجات به علت کثافات آب وهوا وعدم ریایت  قوانین صیحی امراض چون صحرقیه ، حمایی لکه دار  ،ملاریا چیچک وسرخکان اطفال وهمچینان مرض جاغوری  نامیده می شود دراین سواحل شیوع داشت ولی این همه امراض مخصوصا چیچک به اثر طبابتی واکسین فعلا از بین  رفته است .

حیوانات اهلی وحوشی که دراین ناحیه موجود بوده مردم ازآن سود می برد . عبارت از اسپ ، مرکب ، گاو ، گوسفند  ،بز  ،گرگ ، روبا وغیره می باشد . ازپرنده گان برعلاوه طیورخانگی  طیور دشتی می باشد که بیشتر مردم از گوشت آن استفاده می کند .

مالدارن درصحرانشین این منطقه برای پیدا کردند مراقع ویا مال چرها همه ساله دراواخر ثور دردشت های سرسبز بدخشان عزمیت نموده ودربرج میزان دوباره به امام صاحب مراجعت می نماید .   16 : ص ( 151 -152 )

منابع طعبی که دراقتصادی این مردم خیلی هایز اهمیت است موجودیت علف چرها وسیع است که مال داران دران رمه های خودرا به چرانیدن می بردند وازدریای پنج ماهی خیلی مردم درموصوع ماهی کیر صید می کنند وهم چنان زمانیکه در دوره جنگ ها راه سالنگ محدود می گردید مردم از طریق دریای پنج به تاجکستان رفته وبعضی ازضروریات خودرا ازآن جا انتقال می دادند که دروضع اقتصادی این ساحه تا اندازه تاثیر دارد .

دراین ولسوالی نباتات از نوع منطقه پست به ملاحظه می رسد چون این ساحه درمجاورت دریای آمو قرار دارد وعموم اراضی آن هموار است . بنا نباتات خوش بوی ونیمه خوش بوی در این ساحه وجود دارد چنانچه کرانه های ساحل دریای آمونظر به سایر نقاط پست صفحات شمالی از لحاظ خصوصیات اقلیمی اوصاف کاملاّ جداگانه دار است زیرا موجودیت دریای آموسبب شده که درتمام موصوم سال اصلوبت  نسبتی این ساحه اضافه تر باشد تاشرایط نباتات هاید روفایت Hydrophyte  مینروفایت  Mesophyte) ) را مساعد می سازد بیشتر دریای آموبنابر پهنایش که دارد اصلوبت هوا را به قدرکافی بلند می برد مانند درقد درتخار وغیره .

توام به جریانات آبی ، رسوب گذاری دریا درموصوم خزان وتابستان اضافه تر به وقوع پیوسته وخاکهای رسوبی حاصل خیززمینه را برای حاصلات بلند مساعد می سازد ولی متاسفانه درنواحی خم وپیچ مزرعه واکثردریا آموخاک افغانستان را بلعیده وباعث ازبین رفتن اقتصادی مردم می شود .17:

چون ولسوالی امام صاحب درساحل جنوبی دریا آموقرار دارد بنا اند (به دشت ها نوع پست وصل است که خال بسیارمیده دانه دارد که ازنو لوس بوده سصع تمام اراضیی را پوشانیده است ) چنانچه دشت آبدان میرعلم نونه خوبی آن بوده که سرسبزی آن تا اوخرماه ثورباقیمانده وبعد به خشکی می گردید .زیرا بارندگی این ساحه درزمستان کم بوده ودرموسم تابستان هوای خشک گرم دراین ساحه حکمفرما میباشد بنا برآن بته هاکوچکی تنها برای مدتی درموسم بهاردراینجا موجود میباشد با آمدن بهار سرسبزی این ناحیه آغازگردئیده وباشروع شدن فصل تابستان نبا تات علفی بزودی گرائیده وساحه وسیع ستیپ را با وجود میآورد.(جغرافیای طبیعی افغانستان به همین علت است که تا ماه ثورتمام کئچی ها وصحراه نشین ها ولسوالی امام صاحب  درمناطق کنار ساحلی دریاآموبعضا به دشت آبدان میرعلم میروند وبا شروع ماه جوزا بطرف بدخشان روانه میشوند زیرا علف ها موجوده اراضی ناحیه روبه خرابی گذاشته وعلف ها ارتفاعات دامنه ها کوه ها بدخشان برای چرانیدن حیوانات آماده شده میباشد.

آبیاری این ولسوالی توسط یک عنصربنام (.......)که این عنصر ازیک بند که بشکل پخته واساسی ساخته شده است سر چشمه میگرئید.      16:

ازجنگلات که ولسوالی حضرت امام صاحب موجود است میتوان چنین تصویر را ارایه نمود.در قریب دریای آموجنگل بزرگ به علا قه امام صاحب موجود است که تخمینا 20کروه صلول وازیک الا 2کروه عرض خواهدداشت. دربین آن شکار آهووگوزن وشیتر مرغ دشتی وخرگوش وپشک جنگلی وغیره میشود.

از حد تخت قبادامام صاحب م تابهره قلعه ستاره در جنگل شکار گوزن وشیر و0خرگوش وگرگ روباوشغال ومرغ دشتی وقاز ولکلک وغیره جانوراها وصلیور موفوراست آهوی سفیدک دردشت آلچی وآبدان کرمابین امام صاحب وقندوز است بسیار ترمیباشد چنانچه عضدالدوله صاحب ونفری همرکاب او درزمان حکمرانی خویش یک روز41راس آهوراشکار کرده بودند ودرجنگل امام صاحب 21دانه

گوزن راهم شکارنموده بودند دوتاشیررا هم مردم قندوزکه درعملیه موصوف شمولیت داشتندزده بودند.

حضرت امام صاحب یک راه ،قطربلاق وشهروان وفقلا سون دشت ،ملورغی تپه،پل شمیه،خواجه غار،خوش کلای غار،خوشکلای،بهارک ،ارته بوز،راقطع کنان به تالقان میرود ودرعرض راه قلعه خرابه ومقام آی خانم که دربین محل اتصال دریای کوچکه ودریای آموافتاده نیزواقع است.11-ص( 60-61)

املاک للمی درامام صاحب نیست همه آبی کار میباشد ،

جو،گندم، شالی ،جواری،ماش،یاجره ،زغر،نخود،کنحد،پنبه و

غیره انواع ترکاری ،وفالیز ،تربوز ،وخربوزه دراملاک مذ

کور به عمل می آید هوای آنجا نسبت به خان آباد گرمتر است .

توت ،زردالو،شفتالو،بسیار وانگور اندک می دارد.

چون مردم مالداردرآن نواحی افزونتر است .غد مالی ،وقالین وآلچه ،وکرباس ،جل،جوال،گلیم وطنی کسب وپیشه آنها است واهل بازاراش به همه کسب های که رواح بازار است مشا لغت می ورزند.

درمعامله عروسی بیشتر ازاین اصراف بسیاربوده جنانکه اسپ ها گوسفند ها ورخت ولباسهای ابریشمی وچینی وغله وروغن ونقد ه ازیک الی دوهزار روپه را به پدر دختر داده درروزعید بزکشی ودیگرروسومات شان رابه جا آورده ،پس ازآن عقد نکاح رامی نمودند.دراین ایام که نظام نامه بروی کارشده ان بدعت های سابق متروک گردیده ،به حکم نظام نامه انصرام امر عروسی را مینمایند .هنگامیکه درعروسی سراف جاری بوده ،مصارف بیجادرمعامله معین نیز به روی کار بوده مال ورثه راتاهزار روپیه کم وزیاد به قرار استعداد تقسیم می نمایند وورثه را قرضدار وپریشان مینمودند والحال پابند احکام نظام نامه میباشند.

اسلحه ویراق (تفنگ وشمشیر وگادر درمیان افغانان اینحا ازهررقم موجودبوده ) شوق شکار را نیزدارند وعدۀ آن اغلباً تابه 600 میل خواهد رسید.11:ص(63-62)

اسم   قریه – تعداد فامیل

1-            قرغان تپه (251)

2-            قرول تپه (486)

3-            عرب قشلاق(479)

4-            درمن  (150)

5-            استامینگ(112)

6-            بتاش   (203)

7-            مومین اباد(196)

8-            دهقان قشلاق(245)

9-            نواباد   (60)

10-        بته کشان(164)

11-        ایشانتوب(361)

12-        ایخمچا ل ازبکیه(180)

13-        ملا افغان (245)

14-        الف بیرادی (346)

15-        گحیر (136)

16-        دونگ قشلاق (145)

17-        باسوس (656)

18-        توت مزار (599)

19-        اسمعل قشلاق (291)

20-        قطربلاق (51)

21-        قطغن قرسی افغانیه (167)

22-        قطغن قرسی ازبکیه (190)

23-        اقی بای (290)

24-        چهارشنگی (461)

25-        اورته بزاق مسجید(297)

26-        قرغان تپه افغانیه (365)

27-        حاجی رسول (315)

28-        تیموز (172)

29-        قوجین (196)

30-        سنگجه قشلاق (360)

31-        گمکول اورته بلاقی (245)

32-        مخمل کوچه (325)

33-        مجرلرخابی (361)

34-        بیشکپه ازبکیه (220)

35-        بیشکپه ترکمنیه(314)

36-        سه کپریک (245)

37-        افغان تپه(60)

38-        قبرغه (116)

39-        دلشاد (305)

40-        بایکه سوجانی (302)

41-        آفتاب لق (326)

42-        مراد شیخ (351)

43-        قیام تمشق (265)

44-        ایخمچا ل عربیه (425)

45-        هجران  (240)

46-        تاش گزر (307)

47-        چنار سید جلال (120

48-        گمکول ایشانها (205)

49-        نو آباد شهر (420)

50-        ناقلین شیرماهی (91)

51-        قلم گزر مرکز (375)

52-        اوته گن تپه (107)

53-        قلم گزربالا (277)

54-        آمو (356)

55-        تورانی (79)

56-        قنچوغه ازبکیه (592)

57-        وکیل اکبر(319)

58-        کول دامن ازبکیه (556)

59-        مهمندا (325)

60-        خانقا (121)

61-        کول دامن عربیه (264)

62-        یکه توت(474)

63-        توغلنگ (218)

64-        قیان (251)

65-        شورکول (83)

66-        برزنگی عربیه (213)

67-        حلقه کول (262 )

68-        خروطی (175)

69-        هیچکلی افغانیه (373)

70-        هیچکلی ازبکیه (338)

71-        قره کوترمه (312)

72-        چغتای (292)

73-        اورته بزفرغانه (192)

74-        کولیقه (250)

75-        قنچوغه شهر (334)

76-        شیرخان بندر (300)

77-        هیچکلی عربیه (309)

78-        جوی بیگم (258)

79-        سیدحسن (138)

80-        شهید آباد (274)

81-        آب فروش (382)

82-        قنچوغه عربیه (173)

83-        بیشکه افغانیه (170)

84-        غرو2 (311)

85-        طویه چی (160)

86-        گادی سازی (135)

87-        اجغن عربیه (163)

88-        ایسکی (400)

89-        بسم الله شاخ (320)

90-        اجغن ازبکیه (233)

91-        کنم (202)

92-        مجرازبکیه (498)

93-        غرو1(349)

94-        غرو3 (308)

95-        اروته بلاقی (170)

96-        برزنگی (596)

97-        زردکمر (738)

98-        بزبای ها (154)

99-        دیوانه قشلاق (250)

100-    نغمه بازار (366)

101-    مجنون (131)

102-    شورقدوق (260)

103-    گرگری سفلا (300)

104-    سه بندی (315)

105-    پول مدیر (140)

106-    اوغوردرک (135)

107-    سید احمدشاه (80)

108-    کنچک (400)

109-    گلتپه (295)

110-    گنبدافغانیه (700)

111-    گنبدایشانیه (166)

112-    گزرحاجی سرمعلم (112)

113-    ورته بزافغانیه (278)

114-    وردکی های قطربلاق (206)

115-    کافر کنج (100)

116-    خاتون قله (330)

117-    کیله چی (152)

118-    ناصر ی ها  (565)

119-    قوش آسیاب (247)

120-    روضه مبارک (176)

121-    قر غز (355)

122-    قره ترکمن (200)

123-    آلچین (316)

124-    حا فظ آباد (268)

125-    کول دامن افغانیه (285)

آرهنگ

آرهنگ ازلحاظ تلفظ ومعنی باز میگردد به دوره بودیزم زیراکلمه آرهنگ به اشکال آرهن ،آهنگ،  ارنگ آمده است وباید گفت ارهت رتبه ویژه ي درسلسله مراتب روجانیون بودائی بوده است وبودا نیز خود به این مقام نایل آمده بود بنااند آرهن تکه به معنای راهبه بوداي است وآرهن درمتون بودائی وچینی ازمفهومه تجلیل، تکریم ،شایسته ولایق آمده است بنا اند بنابر نظریات فوق شاید بادرنظرداشت نکات فوق این شهرک بانشرآئین بودائی دراین نواحی ممکن مکان مقدسی پنداشته میشدند وبه این نام (آرهنگ) مسمی شده است.

آرهنگ بروزن فرهنگ نام قصبه است دربدخشان که درآن قصبه زیاد نگاهی عام مردم بوده ومردم آنها گویند سرمبارک حضرت امام حسین ع   درآنجا مدنون بوده وآن را آرهنگ حین هم گویند . ودرباره اینکه اسناد کافی درباره اینکه چگونه سرمبارک حضرت امام صاحب به این وسوال آمده شده است اسناد دقیق کتبی دراین مورد وجود دارد ولی با آنهم روایات مردم هم غلط نبوده وتا اندازه بسیار زیاد دقیق است .

تبصره مولق درباره مذکره فرهنگ برهان قاطع مولف کتاب مذکور تخمین 340 سال قبل از امروز بااتکایی عقاید مردم مطالعات دقیق وتحقیقات عمیق نموده است .

وکتاب برهان قاطع را تکمیل نموده است ومینویسد شکی نیست که این کتاب یکی از بزرگترین کتب فهنتگ ادب وتاریخ بوده است .ومورد استفاده قرار گرفته است اگر واقعاٌ موضوع بارگاه حضرت امام صاحب (آرهنگ) مورد شک وتردید قرار میداشت.

اسناد دقیق درمورد غلط بودن موضوع راارایه مینمود وصحت آنرا عرضه مینمود.    12:ص(58-61)

امروزنام آرهنگ جای خودرا به واژه امام صاحب رهاه نموده است وعلت آن هم مدفون شدن سر مبارک حضرت امام حسین است که قرار روایت تاریخی ازشام به اینجا آورده شده است واین شهتر را یک شهر معنوی ومذهبی گردانیده است.

چنانچه درروایت کتبی کهن آمده است .درقصبه یا شهرک امام صاحب یا امام جان مزار ایست که درروی آن قرار گنبدی بزرگی با دیوارهای رفیع که بنای آن به سلطان حسین میزا بایقرا نسبت میدهد ونزد اهالی آنجا سخت معروف است . که سرمبارک حضرت سید شهدا امام حسین  دراین محل به خاک سپرده شده .ص(86) ورسجی

بعداز واضح شدن اینکه سر حضرت امام حسین دراینجا مدفون است .بنا اند بنام امام صاحب مشهورشده است.

درروایت دیگر آمده است که علت آنکه این راآرهنگ گویند این است که درگذشته های قبل از میلادذ دراین ساحه توسط اسکندرمقدونی درسال(330 ق ک م) یک اسکندریه تاسیس شده است واین اسکندریه شهربوده است که شخصیت های روحی درآن زندگی میکردند. وچون درمتون جغرافیا یی وتاریخی تام این شهر اهرنگ آمده است . بنابراین ممکن است این شخص با قدرت ونفوذواقتدار آنوقت باشد بنااند به این نام مسمی گردیده است.

وهوان سنگ سیاح چینی درسفرنامه خود ازآن بشکل اولینی نام برده است .  13: ص (202)

مورخین درمورد موقعیت جغرافیائی آرهن نظریات متعددی را ذکر نموده است که مابه ذکر اکثر آن میپردازم  که چگونه اختلافات درموردوسعت وموقعیت آرهن درنزد مورخین متعددی دیدهشده است .؛

آرهن درردیف شهرها چون سمنگان (سمنجان) ،بغلان ،سکلکند،الون ،اندابه ووالوالج آمده است . 9:ص (400)

شهر های معروف تخارستان عبارتنداز،ولوالج ،ملالقان ،خلم ،غربنگ، سمنگان «سنجان »، اسکلکند ،بغلان ، پاین ، بغلان بالا، آرهن ، اندراب ،خوست و.......       9:ص(318)

مهدی فرخ زاد درتاریخ سیاسی افغانستان سرزمین کنونی افغانستان رابه سیزده واحد اداری به قرار ذیل تقسیم مینماید:

1-بلخ: اشقورقان ....

2- تخارستان :ولوالج ،خلم  ، غربنگ،روب ، بغلان بالا، اشکمش، روان آرهن ،انوراب ، خوست ،سراعام . 8:ص(82)

درباره شهرهای تخارستان (اصطخری )مینوسید:«شهرهای تخارستان این است :خلم،سمنگان ،بغلان،اسکلکند،وروالیز،آرهن راون،طایقان،رواب،سراعام،خوست، اندراب ،».

امایعقوبی این شهرهارادر وابستگی بلخ می شماردوازآنهااینگونه نام میبرد:شهریکه به آن خلم گفته میشودوشهریکه آنرا«سمنجان»گویند، وشهریکه به آن بغلان گفته میشود وشهریکه آنراسکلکند گویندوشهریکه آنراوالوالج گویند. وشهریکه به آن «هوظه »گفته میشودوشهریکه به آن نورمن گفته میشود وشهریکه آنراآرهن گویند.7:ص(72)

این شهردامنه یکی جنوب رودآموودریک ساحه وسعیی که ازرودآموآبیاری میشودوقوع دارد.5:ص(74)

آرهن یکی ازاسکندریه های است توسط اسکندر درسال330ق-م  بناگردیده بود .11:ص(264)

«آرهن جای مشهوربوده وازآنجامردم ازآموعبورمی کردندوبدون شبه به ساحل چپ وکمی بالاترودرمقابل دهانه وخشاب واقع بوده است وازمعبد آرهن (گدارآرهن )تاهلاوند (هلاورد)درساحل راست آمو مرحله فاصله بوده .9:ص(265)

اسطخری ،آرهن راازجمله شهرهای تخارستان وهمچنین درنواحی بلخ شهرده است خ شهرده است ؛ودرردیف شهرهای چون راون ،بغلان ،سمنکان نام برده است.1:ص(217)

مارکوارت مگویدکه آرهن یاحضرت امام کنونی مکانی است که چهاردوربافتئوریارودهلبک بربان درنزدیکی آن فادغروروداندیجاراغ دربالای آن هم ملحق میشود.وبدین ترتیب دونقطه حضرت امام وآرهن رابریکدیگر منطبق می داند حال آنکه بااتولداین نظریه راغلط دانسته است .لیکین بایدگفت درحال حضر این منطقه باهردونام مشهورمیباشد.(مارکوران ص 62و بارتولد178)

امروز بقا یای آبادیهای تاریخی این منطقه (آرهن )درجنوب شرق امام صاحب ودردشت «ارجی»جلب نظرمیکند.9:ص(264)

مقدسی،آرهن راازمغانان تخارستان ودرشهرهای مهم آن معرفی کرده است ویعقوبی آنراازتوابع بلخ دانسته واین قول به یاقوت وبغدادی نیز درآمد.که آرهن ازاعمال بلخ است وشیخ اسلام بلخ بدان منسوب است.9:ص(265)

چگونگی مبترک شدن آرهنگ

حضرت امام راباارهن باستانی –که جغرافیانگران اسلامی آن راازجمله شهرهای تخارستان آوردن اند ،یکی مداند.مینورسکی نزدیکترین شهربه آرهن راکولاب(هلبک)میداند که امروز در جمهوری تاجکستان قراردارد.

شرف الدین علی یزدی درسده نهم هجری ازاین محل به عنوان بخشی ازشهرقندوز که درکرانه چپ رودجیحون قراردارد،یاد کرده:

که درهمان سده «ارهنگ»ودرسالی ساری »را ابابکرمیرزا به فرمان تیموردرسیورغال (زمینی که شاه به کسی می بخشد) خودداشت .

درسده دهم هجری حافظه تانیش بخاری ازاین محل بنام « ارهنگ امام»یادمیکند ودرباره آن چنین می نوسید :درتسمیه آن به ارهنگ امام اگرچه وجمعی واقعی مشهورنسیت،لکین مردم از اسلاف خویش چنین نقل می کنند که چون عبیدالله زیاد شکربه کربلا فرستاد ،امیر المومنین حسین (رض)راشهید ساخت وسر مبارک آن خضرت رابه شام پیش یزید فرستاد. درراه یکی از محسبان اهل بیت،فرزند خویش رافدای حضرت کرده است ،سرپسرخویش رابه جای سرمبارک اونهاد وسراورابرگرفته به سوی خراسان گشادوبه«سالی سرای»رسیده جای که حالا محل طوان وقبله گاه اکابر واشراف است –چون گنج در دل خاک گذاشت وصورت واقعه راازنظراغیار پوشیده داشت /چون نوبت سلطنت به سلطان سنجررسید،حکم فرمود تا قبه عالی بربالای سر آن حضرت ساختند ومزارع معموبرآن وقف کردند .بعداز آنکه زمام خلافت درقبضه امیرتیمور گورگان قرارگرفت .نبیره او میرزامحمدجوکی بن شاهرخ میرزا درزیب وزینت آن روضه جنت مرقبت (فزود)  ...2:ص(233(

درمورد انیکه روضه امام صاحب آرامگاه کدام یک ازبزرگان ناجیان تاریخی است،تفاوت درنظر،اسنادوشواهد ،ووالات وجوددارد.امابه موضوع            دفن یک سرمتعلق به خاندان اهل بیت پیامبر بزرگ اسلام وبه اسناد(سر حضرت حسین (رض) درشهرارهنگ درجنوب دریا آمو(ولسوالی امام صاحب امروز) اکثریت مورخین اتفاق نظردارند.

گرچه تاریخ گذاشتن سنگ تهداب تعمیر وتکمیل بناّ روضه مبارک امام صاحب را به شخصیت های سیاسی دوره های مختلف نسبت میدهند.اما نقش(سلطان حسین بایقراُ) (837ه ش) درساحت وسازاین زیارتگاه را همه تابع نگاران تائید کرده اند.به منظور انسجام بیشتر این بحث تاریخی گفتار عده از محصلان تاریخ وتایخ نگاران در این مورد که بهاسناد بعضی کتب تاریخی وروایان موضوع را ارزیابی نموده اند انعکاس میدهیم.

حاجی نورالله تباش:از آگا هان تاریخ این منطقه مسکونه والسوالی امام صاحب که بیش از(85)سال عمر دارد.وی میگوید از رساله (حضرت حسین رض)چاپ بخارا میگوید:

«سلطان حسین بایقرا مشهور ترین ومدبیر ترین پادشاه سلسله تیموریان هرات پیوسته در فکرتوسع وانکشاف قلمروخودبه خصوص در ماوراّ آمو بود.

یکی از زاریع این توسعه ارتباط اوباعیاران وجوانمردان دوطرف دریای آموپنداشته میشود.سلطان مذکوربه «بادیلدای سمرقند»از عیاران پاکبازسمرقندوظیفه  سپرد تا خاک آرامگاه خلیفه چهارم اسلام و امام حسین (رض) را بدربار او بیاورد. سمرقند عیار معلوم نیست به چه صورتی ، امام بطور پنهانی به این کار موفق گردید و مخفیانه از راه ایران به دربار حسین بایقرا رسید. سلطان بایقرا خریطه خاک خلیفه چهام اسلام را به مزار شریف کنونی و از حضرت امام حسین(ؤً) در منطقه آرهنک ( ولسوالی امام صاحب کنونی ) در جواری دریای آمو دفن کرد.بالای آنهم بنا های با شکوه و مجلل عمار نمود که بعد ها اسباب اعتبار این شهرها به سایر نقاط دیگر گردید . علاوه براین سلطان حسین بایقرا به منظور رونق بیشترتجارت در این منطقه کار وانسرای ( رباط ) را برای بود و باش تجار و اموال شان و قلعه ( تنجه ) یعنی کهنه قلعه امروزی را جهت تامین امنیت راه تجارتی ابریشم عمار نمود که از منطقه سرسبز آرهنگ می گذشت. به گفته بعضی مورخین نمای بیرونی روضه امام صاحب در زمان حکومت محلی میر محمد مراد از ملوک منطقه نقش و تزین یافت. گفتهنی است که مرکز میر ملوک ها مذکرو اندراب امروز بود ) اما « ایشان سید امیر» که مدعی است افتخار خدمت به این بار گاه را ازنیاکان واجداد به میراث برده به استناد کتاب تاریخ «روضه الصفا» روایت میکند :«درزمان حکومت یزید بن معاویه بن ابی سفیان  درپایان جنگ کربلا ،سر هفتاد تن ازامامان (اهل بیت )درمنطقه غمریه که نام خصوصی کربلا ی فعلی میباشد ،بریده شدوفرماندهان  آنها را به کوفه ودمشق وبیت المقدس بردند .دربیت شیخی ،سرمطهرامام حسین را که کیفیتش معلوم نیست پنهان کرد. شمال یزید شش سر مطر  بریده دیگررا شهر بشهر برای عبرت دیگران دوران دارند .

سرمطهر امام حسین  تااوجنگهای صیلیبی علیه ترکهای عثمانی درآنجا باقی ماند ودر جریان جنگ ها ی صلیبی به نسبت عدم مصونیت آن ساحه به سمرقند انتقال یافت وسپس به منطقه ارهنگ آورده شد ومدفون گردید .)

تاسده یازدهم هجری مشخص نشده بود که چه کسی دراین محل دفن شده است .براساس نوشته محمود ولی بلخی 1043 هجری این مکان بنام «امام » مشهور بوده ،ولی اودرکتابش آن را بنام «ارهنگ سرای »آورده درباره آن چنین می نویسد :«این شهر ازبلاد مملکت تخارستان است واکنون به امام اشتهار دارد وسبب شهر تش به این رسم آن است که قبریکی از اأمهء سادات آنجا ست وبعضی گویند سر مبارک حسین بن علی کرم الله وجهه آنجا مدفون است وگروهی بر آنند که سر فیض اثر امام زید اراین شهر است .نام معمولی .آبادانی وشهری است درنهایت خویش فضائی وروح افزایی .ازا قلیم چهارم است ومشتمل است برتری ومزارع بسیار .آب وهوای نیک دارد وبر محر قوافل بندر کاشفه افتاده وصاجد وخوانق درآن بسیار است ومدرسه ای است آنجا که جمعی کثیر ادرآن به تحصیل علوم مشغول اند .»

امام صاحب درکنار رود جیحون به سمت مغرب ،مشهور به امام ،ومرقد وگنبد وآثار عظیم پادشاهان قدیم ایران آنجا بنا گذاشته اند .»

تا سده نزدهم  هم ازاین شهر اطلاع دقیقی موجود نیست ؛ اولین آمار درزمینه شهر ها ومراکز تجارتی شمال شرقی افغانستان ،درنیمه اول سده نزده هم به وسیله پی بی لرد  تهیه شده .ولی مراکزی جون کندوز ،تالقان ،چاآب ،جرم ،حضرت امام وینگی قلعه را از مهمترین شهر های بازرگانی میدااند .دربین مراکز کندوز وامام صاحب ،ترکیبا شهری داشته است .طرح نوسازی شهر امام صاحب که شبیه کندزبود . درسال 1930 شروع شد . امام صاحب با اماکن متبه که خود صاحب شهرت فراوانی داشته است .دراواخر زردبهشت ماه ،مقارن ماجشن 40 روز ه مهمانان زیادی از پاکستان وایران به این شهر میآیند وموجب رونق بازار آن می شوند .شهر بازار امام صاحب به حدود 660 دکان خود مرکز مهمی برای داد ستود ها مردم بسیاری از روستاهای پراگنده درحوزه رود خانه آمو دریااست وهم چنین کار پنبه پاک کنی ،وبسته به شرکت (پنبه روغن نبا تی ) سپن زر ،واهمیت شهر از نظر بازرگانی افزوده است .درسال 1973 برای نخستین بار دومولود برقی دیزلی سفارش داده شد .اما باوجود سعی بسیا ر .در نوسازی شهر در30سال گذشته ،امام صاحب تا هنوزشهر سنتی است از طرف اینکه امام صاحب در 20کیلومتری جاده اسفالته کندز بندر شیر خان قراردارد ، رونق چندان ندارد.

2:ص(235)

یک مسا له درحدوداسنادوروایت مشترک است وآن انیکه خاک ویاسرمطهرآن سلارشهیدان ازسمرقندویابوسیله یک سمرقندی به ارهنگ آورده شده است .ازدیرزمانسیت که آقای «غلام علی برنا»مصروف تحقیقات دررابطه باآثارتاریخی وباستانی کندزاست.آقای برنا به اسنادکتب تاریخ طبری وروضه الصافه عقیده داردکه «روضه امام صاحب کندزمتعلق به سرمبارک امام یحی ین ذیدمیباشد»اومیگوید که :-حادثه خونین کربلا وادامه سرکوب اهل بیت وطرفدارارن شان زریعه دستگاه حکومت یزید ،آنهارابه نقاط دوردست آواره کرد.درادامه این سرکوب گری ،امام یحی بن زیدویارانش روزجمعه دراواخرماه رمضان125ه-ق توسط (سلیم حاکم)بلخ درمنطقه سرپل امروزی شهرسرمبارک به دمشق فرستاده شد.امام در ملول راه شسرملارک ازطرف طرفداران امام ربوده شده وبه بلده ارهنگ ولدیت تحارستان انتقال یافته وبه خاک سپرده شد وتن مبارک در همان منطقه سرپل دفن گردید.وجودزیارتگاه بانام مشابه (حضرت امام)درولایت سرپل وولسوالی امام صاحب کندز،گواهاستدلال فوق است»

موجودیت سرمبارک یکی ازامامان ازاهل بیت مطهردرامام صاحب کندزوجه مشترک تمام اسناد وروایات تاریخی رامیسازد.امالوح مرقدحضرت امام ،درامام صاحب ولایت کندزموجودیت سرامام حسین(رض) رادرآنزیارتگاه تحریرومرقوم داشته است .وجود این زیارتگاه درولسوالی امام صاحب دردوره های مختلف تاریخ معاصر افغنستان این منطقه رادردایره توجه حکومت مختلف قرارداده است .

«حاجی نورالله تباش » چشم دید خود از امام صاحب دوران امانیه را چنین توصیف میکند :- شاه امان الله برادرزاده خود سردار عبد الرحیم خان را به حیث حاکم این سر زمین تعین نمود . او دردوران حاکمیت اش بامردم منطقه آشنائی ودوستی بر قرار کرد وبادرنظر داشت روان مردم کارهای ورزشی وتشویقی دیگری نیز اهتمام بخشید.

برای اسپ ها وچاپ اندازان مدال های مفشن توزیع نمود وآنان را هدایت کرد که جهت تشخیص هویت شان مدال هارا دایماٌ برسینه خویش واسپ های شان داشته باشند . او استدیوم کوچک ورزشی در پنج سوی زمین به عمق دو متر درمحل اعمار نمود که تما شاچیان درکناره های اطراف آن می نشستند ومسابقات ،پهلوانی وسنگ بر داری را تماشامی کردند گفته میشود که توزیع جوایز وتحایف به برندگان مسابقات  طی مراسم خاص وبا نواختن موزیک عسکری اجرامی گردید«سردار عبد الرحیم »حاکم امام صاحب ، برداشتن سنگ بزرگی رابرای تخیص پهلوانان ملکا قرارداد. سنگ مذکور امروزه بنام «پهلوان سنگ » مشهور است . این سنگ درعقاید بسیاری از مردم به حیث موجود اسرارآینه قرارداشته ومورد احترام نیز است .آقای تباش علاوه نمود :

«شاه امان الله »طی فرمان حاملان پنجصد جریب زمین دولتی اطراف روضه را برای رفع نیاز مندی آن تخصیص وایشان نعمت الله را به حیث متولی آن تعین نمود . بعد ها نائب الحکومه شیرخان در سال (1214)شمسی ازین زمین ها دربدل قباله به قیمت چهار تاشش روپیه با اقاسط چهار ساله به مردم توزیع نمود . بعضی از آثار قدیمی ازهفتاد سال به اینسو دراثر غفلت وبی توجهی بطور متواتر ازبین رفته که سبب کاهش جهانگردان وسیاحیا ن نیز گردیده است از جمله میتوان از تخریب مدرسه بیست ویک حجره ئی ودارای دهلیز ها وتشناب ها ی عصری حوض آب وسفانه در محل دفن اشخاص مهم به قصد تبریک یاد کرد .»   15:ص(17،18،19)

«چگونگی کار ساختن روضه امام صاحب » یا کار      ساختمانی آن

درکل هنگامکه به میناتوری ها وشکل کنبد روضه هرفردی به دقت متوجه شود درمیابد که این ساختمان گنبدی مانند ؛از بقای سبک معماری تیموری است که درآکثر نواحی ولایت کندز درولسوالی امام صاحب بلکه درشهر کندز نیز عمارت همانند آنرا میتوان سراغ نمود مثلاٌ مسجد ساقی بای که همه از بقایای دور ه تیموریان هرات درصفحات شمال افغانستا ن تاسال دست نخورده باقی مانده است.

به اساس روایات تاریخی هنگامیکه میرزا بااقِراُ کار احداث ساختمان ر وضه حضرت علی را درمزار شریف آمیکند کار ساختن روضه حضرت امام حسین ابن علی ابن ابوطالب نواسه سرور کا ئینات حضرت محمد (ص)رانیزدرکندزیاکندژقدیم درکشه که بنام آرهن یاارهنگ مشهوراست آغازمینمائید.

وی به هنگامیکه اطلاح حاصل میکندکه سرمطهرسردارشهید(حضرت امام حسین (رض)درآرهن است تصمیم میکردخودبه آرهن سفرنمائید.

خلاصه موضوع راچنین حلاصه کرده میتوان که هنگامیکه سلطان حسین میرزابعدازدریافت این پیام جان بخش باوجومریضی کهدرعایدحالش بودبافاصله سواری اسپ ازهررحسپارولایت بلخ گردیدوبعدازسوره باعلماوفضلاومشایخ بلخ تصمیم گرفت تاتابوت شریف حضرت شاه ولایت رابه حرات نقل بدهد نه تنهاباعدم موافقه    اشراف واکابردین مواجه شد بلکه حضرت شاه ولایتمآب درخواب سلطان حسین میرزا می آیندوهدایتی میدهندکه دراعمار گنبد عالی بلای آرامگاهشان اقدام کرده . درین وقت اطلاع ازموجودیت سر مبارک حضرت سید اشهدا امام حسین  درآرهنگ وآرامگاه اوبدست میآورد. کهدرزمان سلطان سنجر اعمار شده ودر اثر برق وباران وگذشت وعدم توجه شکست نموده به استناد مهر بنائی پدر سولینا بنائی امر کرد تااز خشت پخته وگچ وآهن عمارت عالی اعمار نماید .استاد بنای وارد ارهنگ حسین میشود کار عمارت را که گنبد حرم وگنبد مسجد میباشد به شکل خیلی عالی بنا نهاده وبلند میکند اعمار این بار گاه بزرگ ارین منطقه خیلی دور از مر کز علمی هرات از خشت پخته که به سایز 25+20-4 متری بدیوار های عظیم وبلند انجام میدهد عظمت وبزرگی بارگاه وتوجه خاص شاه در اعمار آن کار ساده وبیسط محسوب نمیشود .روحانیت زندهُ موجب بارگاه واحترام مردم متدین ما بیانگر همه اسرار مکتوم که درین محل محسوب می شود گروه از طبقه صوفیه میباشد .بعدازبلند شدن تعمیروبسته شدن حلقه های گنبد روئ هر عامل که بود پلاستر وسپید کاری وتزئنات درآن وقت صورت نگرفت وتادیر  زمانی این کار معطل بود فهمیده نمی شد که آیا درآن وقت عمر بنای کوتاهی کرد . 16 :

باسلسله زمامداری سلطان حسین میرزا به اثر وفاتش منقرض شد بامرد یکه دربلاد ارهنگ زندگی داشته دراعمار کارباقی مانده حرم را مظهر کاری نکردند که دوحلقه گنبد بالاشده بدون پلاستر وکاشی کاری ونقاشی باقیمانده را درپایان کار مذکور عارض کتیبه ونوشته بوده که بروی دیوار آن حک گردنده فقط معرع از آن که متخرج تاریخ میباشد نزد مجاورین بارگاه مطهر با قی مانده دیگر ابیات آن ازبین رفته وآن مصرع که معرفی تارخ اعمار بار گاه میباشد ودلالت به عهد سلطان حسین میرزا بایقرا مینماید تصادفاٌ باقیمانده نیست :

اگر تمام حروف این مصرع را به حساب الجبر بشماریم اعداد 891 بدست میآید که روی قرینه معلوم میشود که این ار قام تعلق بتاریخ زماناعمار گنبد ها ی روضه مطهر حضرت امام صاحب درزمان زمامداری سلطان حسین میرزادارد .

امیر علی شیرنوائی درسنه 906 هجری قمری وسلطان حسین میرزا بایقرا درسنه 911 ه ق دیده از حهان وجهانداری بسته وبسرای جاویدانی شتافته بود حتما مرغ روح ذوق وعلاقه علما وفضلا داد با وشعرا وهنرمندان فنون معماری ومتظرفان که درآن عصر دراوج قدر واهمیت قرارداشت از کالبد روشان به تنگنای باس وحرفان پناهنده شده بود . وهر کس درهر جا بهر کار یک توظیف شده بود بااستقبال این ما تم جایگزا نتوانست آنرا کماحقه انحام دهد .وبعد از مرگ سلطان حسین میرزا بایقرا وامیر علی شیر نوائی کسیکه پلانهای کار روشانرا تعقیب کند از شکم ما درگیتی بدنیا نیامد به همان سلسله اکمال تعمیر روضه جنت مرتب حضرت شاه ولایتماب دربلخ وروضه مبارک حضرت امام صاحب درارهنگ نیمکاره ماند با وجود یکه هنوزهم درین استانها ی گرامی کار جریان دار نیمکاره است .12:ص(18،29)

تغیرات جزیی که  درساختمان این روضه مبارک در دوره های دوری نمایان گرمیشود :عبارت از احداث باغ در صحن روضه وشاختن کناره ها فلزی است در بعضی از نقاط بیرون ساختمان به نظر میخورد وهمچنان درقسمت رنگ آمیزی میناتوری های داخلی وخارجی ساختمان نیز تغیراتی به ملاحظ میرشد که همه آن در دوره  های بعدی صورت گرفته است سنگ کتیبه امام  صاحب که متن کتاب ابوبکر اریب را در خود حک نموده است نیز جیزی جدیدی است که دردوره های معاصر ودرهنگام ترمیم روضه مبارک درآن ساختمان افزوده شده است .

کار حفاظت از ساخنمان روضه مبارک بیشتر توسط اهالی ومولیان زیادی صورت گرفته ودر بعضی اوقات شاروالی امام صاحب نیز درآن  سهم میگرد درحالیکه باید این ساحه که یک آبده تاریخی .ویک ساختمان معنوی ویک یادگار باقی مانده از دود مان است .باید تو سط مدریت حفظ آبدات تایخی ولایت کندز صورت گیرد وچنانچه د ربعضی نقاط به ملاحظ میرسد که درهنگام ترمیم دوباره مخصوصاٌ رنگمالی روی کل های میناتوری شده در اثر به احتیاط کارگران اکثر نقش ها ی مینا توری شده توسط رنگ پرکرده شده است که اگر درآینده از تکرار چنین موضوع جلو گیری بعمل میآید شاید از زیبائی وهمچنان اهمیت تاریخی این ساختمان تا اندازه کاسته خواهد شد .

سوی دیگر درایام آب خیزدربضعی اوقات جوئی که درسمت راست روضه درجریان است باعث آن میشود که آب رابطرف داخل روضه سرازیرنمائند.که درتخریب ساختمان روضه احتمالاُِِ درآینده سبت خواهدشدکه باید ازاین آب توسط ساختن یک دیواراستنادی جلوگیری بیائید.این همه چیزهای است که من خودم متوجه به آن شده ام وآنرا درج این رساله نموده ام..

چگونگی آوردن سرحضرت امام حسین به آرهن

درتخارستان قدیم شهرک یاقصبه بودکه بنام اهرنگ که هیوان تسنگ چینی آنرادیده وازوی نامبرده.دربرهان قاطع نام اهرهنگ هیوان تسنگ به ضبط«ارهنگ»آمده وآنراچنین معرفی مینماید :-

ارهنگ:ارهنگ بروزن فرهنگ نام قصبه است ازبدخشان ودرآن قصبه زیارت گاهی است که به اعتقاد مردم آنجا سر مبارک حضرت امام حسین علیه اسلام درآنجا مدفون است وآنجا ارهنگ حسین هم می گویند . وهم اکنون به فاصله تخمین بیست کیلومترقلزقلعه شهرکی است که آن را امام جان یا حضرت امام می گویند . درقصبه یا شهرک امام جان یا حضرت امام صاحب مزاریست وروی آن مزارگونبد عالی یا حیوانی رفع که بنا آن را به سلطان حسین مرزابایقرا نسبت میدهند ونزد اهالی آنجاسخت معروف است که سرمبارک حضرت سید شهدا امام حسین دراین محل به خاک سپرده شده و داستان نیز با این قول بسته اند وآن چنین است چون حضرت سید شهدا درکربلا به فرمان یزید پلید به شهادت رسید سرمبارک اورا به سرهای سایر شهدابه شام می بردند قضارا به قصبه رسیدند وشب آنجا بی ماندند وسرهای شهدا را درخانۀ رئس قصبه به امانت سپرده اند . رئس قصبه مرد پاک دین ومسلمان بود ازقصبه مطلع شد وسرمبارک آن سرور را بشناخت شب هنگام آن را به عطر گلاب  بشست ودرصندق پنهان کرد تا اگر بتواند فرار نماید وسر مبارک را درمحل دور ا زنفوذ یزیدیان به خاک بسپارد مگر همان شب موفق نشد ودلتنگ بود که پسرش از تنگ دلی پدرجویا شد پدر قضیه را به پسر بازگفت پسر که نیزمانند پدر پاک وبا عتقاد  ونیک کاربود به پدر گفت :من خودرا فدای سر مبارک امام می نمایم مرا بکش وسر مرا درعوض سرمبارک حضرت امام به ایشان بسپار .» 12: ص (86)

نام برده تصمم گرفت که دریکی ازشبهای این سررا درخریطه انداخته وبه سوار شتر بصوبه بلاد امن اسلام که درآن وقت خراسان بزرگ بود را افتاد . نام برده عملا سر امام حسین را به شهر ارهن که دریک شهری مذهبی بودایی وبعدا اسلامی بود واهمیت دینی خود را درتعالم اسلامی مردم نیز حفظ کرده بود بیاورد . زمانیکه برگیزده گان یزیدیان مخالیف سلسله نبوت از عقب ابوالقاسم میرسیدند سررا با خریطه درفندقی انداخت وخود ش به سوی کوه قوتوربلاق پهنا برد ودرهمان جا ناپدید گردید . درنبشته که برلوحۀ درنزد مدخل زیارد وجود دارد معلومات موجز را بااین شهر می خوانیم : برای رفع شک وتردید اسم حقیقی صاحب این بارگاه درسال 135شمسی تاریخچه این بنا با اسنات کتب تاریخی وفرهنگی به توجه سید ابوبکر اریب ورسمی تالیف توسط لغانی کتاب خانه طبع شد میرساند که        وزیر خلفای فاطمی  سنه 500  ( 567 قمری ) سر مطهر حضرت امام حسین ابن علی خلیفه  چهارم اسلام را که درمسقلان شام مدفون بود  ،بعداز جنگ های صلیبی دربدل سی هزار دینار از مسیحیان بیت المقدس گرفته وبه مصر آورد ه وشب با گروه ازترکها سر مبارک را مدفن جاکشیده به تخارستان نقل داده دراین موضوع که ارهنگ نامیده میشد چون گنج درسینه خاک سپرده است وبرای مزید معلومات رجوع شود به مذکور . فاعتبریا اولوالابصار .:16

باورنام برده یک گانه عقیده مطرح شده درمورد مدفن سر حضرت امام حسین نسبت عقیده دیگر دراین مورد نیز وجود دارد « درشهر مسقلان ناگهان هیاهوی بر پاشد ومردم شهر را به پرسش ها وکنجکاوی ها برانگیخت و همه گی از دیگر می پرسیدند ک درشهر چه خبر است ؟ ناگهان اسپ سواری که درداخل خریطه سر بریده داشت ، وارد شهر شد. ان سوار مستی القب فریاد می زد که این است " سر یحی بن یزید " که درمقابل هشام بن عبدالملک خروج کرده است  ، وابه جان کسی که دربرابر خلیفه مسلمین چنین بغاوت کند . شهریان عسقلان ازبالای برج وباروی کهندژ قندز آن صحنه غم انگیز را نظاره می کرده اند دراین اثنا یکی ازپیروان امام یحیی  که مردم عیار وصاحب عقیده محکم بود  اسپ اش را در کمین آن سوار مبلغ پاک دامن خلیفه جلوداد وزمان که به نزدیک آن رسید ماهرانه

1-قسمیکه درعبارات بالا خواندیم برای نخستین بار سر حضرت امام حسین از عسقلان شام ظاهرشده است ،اما درقصه ایکه میخوانیم درسرزمین مااین سردرمحلی نزدیک به آرهن آشکارگردیده که مردم برآن نام نخستین جایگاه یعنی عسقلان راگذاشتند که ازتابعات شهرکهندژاست .دراینجامطالعه ای وجودداردوآن اینست که درعسقلان شام سرامام حسین ودرعسقلان قندوز سرامام یحیی خوانده شده است.بااینکه الغیب عندالله است،اما احتمال داردکه متن لوحه بردرگاه این بناقرین حقیقت بوده باشد.

چنگ انداختن وسرآن شهید راازنزآن مردذلیل برجودوبسوی آمودریا (آرهن )روبه فرار گذاشت. نوکر خلیفه دادمیزد ای وای برمن که نصیربن سیار وهشام  راچه جواب گویم!سرامام یحیی راازنزدم گرفتند، گماشتگان نصربن سیار درکهندژیک شب وروزآنمرد دراوقمند راوبنامی نمودند، بالاخره اسپ اوازپای درافتاد وسرامام رادرزیر بغل نموده وپای پیاده خودرا به محلی رسانید که نامش «قتوربلاغ»بود. درقتوربلوغ چوپانی بودبنام قتور که اونیز ازمریدان امام یحیی بود، اوآن سرراازعابر خسته وازپای مانده گرفت ومخفی ساخت .جاسوسان خلیفه آن هردوراگرفتار کردندوسرمهمی راازایشان طلب نمودند،اماهردوگفتن نشانی سرخودداری نمودند.صاحبان نصرین سیار خواستند تالباس آن دو راتفیتش کند،که آیا لکه های خون درلباس هایشان دیده میشود یا خیر نا گهان باران شدیدی باریدن گرفت ولباسهای مظنونان را چنان ترساخت که ازلکه های خون اثری بجای نماند.

آن صاحبان سنگدل دوست اولی یحی راشهید ودومی رازیر شکنجه گرفتندتاسریحی رابه آنها بدهد قتوربلاق بگونه از نزدآنان فرارکرد ودر نزدیکی نهر شاهروان درقتور بلوغ فعلی آن سررا به ملنگی بنام بابا قشقار (که مزار آن پیرمرد اخلاص مند تا فعلا در تعمیر روضه حضرت امام وجود دارد . ) تیم که دربابا قشقار سررا درچشمه قتور بلوغ  غسل داد ومدت نزد خود نگه داشت ، بلاخره فرستاده گان نصرین سیار آن  مرد ملنگ را گرفتار واز او خواستند تاسریحی را به ایشان باز گرداند . بابا قشقار با امانت که در نزد خو د د اشت از چشم جاسوسان پنهان شد وخود را به ساحل نهر شاهروان رسانید ،اما گماشته گان باز هم اورا پیدا کردند ودرفکر ازار شکنجه اش برآمدند ،بلاخره او اعتراف کرد ووعده سپرد که برایش امان بدهند تا سر را بیاورد ویا گفتن « یا یحی » سررا بالای سرش بلند کر د وبه دوان چاه آب عمیق که در آنجا وجود داشت پرتاب نمود . گماشته گان تلاش کردند با سررا ازقهر چاه بیرون بکشد اما با وجود جستجو وتلاش زیا د سررا نیافتند وآب چاه انقدربلند شد که هیچ کس نتوانست به جستجو ی سر بپردارد . آن دنیا پرستان خدای بی خبر درحال که بابا قشقار را بشمار کشته دیگر افزودند ،خود روانه کهندژ گردیدند .

با قیام ملی ابو مسلم « عبد الرحمن » خراسانی از مرو « بادغیس » پایه های خلافت پوسیده اموی ها از خراسان چیده شد واین شخصیت آزادی خواه پیش از همه جسد یحی را ازشاخه ای رافت کهنسالی که درسر پل  جوزجان مدت ها آویزان بود ، پا یین آورد وبر او نماز جنازه گدارد به احترام زیاد در آرامگاه که آماده نمود ، مدفون گردانید وان جاه آب که سر امام درناحیه ارهن درآن پرتاب شده بود وبالایش مقبره ای اعمار کرد ومقام منزلت آن بزرگ مرد را زنده نگه داشت اما قاتلان با تاغوتیان درمرداب بد نامی وذلت فروختند ویک باره برای همیشه مردند .

اکنون تند سید یحی درسرپل شبر غان وسر آن درامام صاحب ولایت کندز مدفون استند که مورد احترام عام وخاص قرار دارند وهمه ساله درآغازسال نو (نوروز )مردمان  تخارستان درامام صاحب جمع میآیند وبه احترام زیاد جهنده ای بنام امام حسین «رض» را درپیشروی این مرقد برمی افرازند وازمقام ولایت این بزرگان ودوستان خدا التجای گرم میکنند ومناجات مینماید .عقیده عوام درتخارستان چنان است که اگر هر کس بااخلاص دربرابر این مقام بااستد وهاجت خود را از خداوند «ج» نیاز کند . حاجت دعوا می گردد ومشکل اش حل میگردد.

هر گاه کسی  به مقصد زیارت امام صاحب  برود ،آداب زیارت طوری تعین گردیده که بایست نخست درجشمه ای قتوربلوغ رفته وضوح بگیرد وسپس بالای قبر دوست دوم امام وثانیا بالای قبر بابا قشقار درآخر به آرامگا ه سربی تن آن شهید برود وادعای دعا ودرود نماید .

ازبام روضه امام صاحب منظره دورنمای کوه قتوربلوغ  به سمت جنوب نمودار است .

منظره کوه وسخره ها ی سفید وزمینه های زراعتی با چمن سبزه که از داخل یک دیگر فرورفته اند ، تمثال یک مرد دهقان را باگو وآهن درحال قلبه کردن به خوبی مینمایند .

عقیده عوام درا ین خصوص چنان است که این دهقان نشانی بابا قشقار به گماشته گان نصرین سیار وهشام بن عبد الملک داده است.

وبا دعای خالصانه بندهگان خدای خودبیک تصویرکنگ سنگی مبدل شده است .

(الغیب عندالله،الله یعلم بما لانعلم)بهرحال،تاکنون درویرانه های امام صاحب حفریات باستان شناسی صورت نگرفته ،اما بلاترعوامل طبیعی وتصادفن ازاینجاوآغاز آثاری بدست آمده است ،که این شهررابه مجموعه کانونهای تاریخی فرهنگی کشور مرتبط میسازد،امیدروزی بتوانیم شهود گفته های فوق رابمثابه زبان تاریخ ازساحات شهر آرهن باستانی وامام صاحب کنونی بدست آوریم وبازهم بتوانیم چراغ یاد بودنیاکان این سرزمین رادریگی اززوایای تاریک زنده گی دوره باستانی درین مخروبه هاروشن سازیم .

پس آنمرد سرپسرراازتن جداکردوصبح گان سررابه جای سری مبارک حضرت سیداشهیداباوشان سپرد.چون نیت اوخالص بودسرپسرش شبیه سرحضرت سیداشهیداشده بود.وآنراگرفته وباخود به شام بردند وپس آن مرد پاک نهاد سرمبارک آن حضرت رابه بدخشان رسانید ودرهمین محل به خاک سپرد.

برخی ازمنورین امام جان عقیده دارند که این داستان به حقیقت است اصلی ندارد.سرمبارک که دراین محل مدفون است سرحضرت یحی بن زیداست که درجوزجان به شهادت رسید ه وآنجا مدفون میباشد وآن داستان به پدربردن سرحضرت یحی بن زیدنقل مینمایند ومیگویند پدربرضای پسرش سراورا بریده وعوض سریحی بجاهین سر سپردن وسریحی رادرین محل بخاک سپردن .

به هرحال نام این شهرکوچک یعنی حضرت امام صاحب درقدیم بنام اهرهنگ یاارهنگ معروف بود.12:ص(85-87)

مراسم برافراشتن علم روضه مبارک یا میله عضوی امام صاحب

نیز یکی از میله هابوده که اززمانه هاقبلی درتاریخ مدرم وقتی نگاه شود مردم افغانستان برای رفع خستگی وبرای خجسته گرفتن یک موضوع همیشه میله ها وجشن ها را دایر نموده اند ومینمایند . میله اکثراٌ درایام بهار وخزان صورت میگرید که از آنجمله میله های بهاری شهرت زیاد دارد چنانچه درشمال وجنوب ونقاط مرکزی افغانستان این میله ها صورت میگیرد . مثلاٌ، درجنوب درکابل درروز نوروز برافراشتن علم سخی جان بر گزار ی جشن دهقان ، درمزار شریف برافراشتن علم مبارک روضه حضرت علی  وبرگزاری میله سرخ درمزار به همین ترتیب در سایر ولایت افغانستان چونین میله های بر گزار میشود وبعضی ازآنها مشهور وبعضی ازآنها دارای شهرت کم هستند ولی میله روضه حضرت امام صاحب که در نقطه  شمال شرقی افغانستان صورت میگیرد . دارای شهرت خاص خود است .

        این میله قدامت خیلی طولانی را برخورداراست که قدامت آن شائید بامدفون شدن سرمبارک حضرت امام حسین دراین نطقه مبارک زمین آغازیافته است ودرموردقدامت تاریخی برگزاری این میله کدام سندکتبی وجودندارد که ما ازآن دراینجا به عنوان ماخذاستفاده نمائیم بنا اند مجبور هستیم درمورد بااهالی که  دراینجا زنده گی داشته وازقدامت تاریخی این موضوعات بصورت شفاعی بعضی قصه های راازدیگران شونیده ودردلهای  شان تاحال زنده تگهداشتن ما نیزاستفاده نمائیم.

     حاجی بصیروردک که ازایام طفولیت دراین مطیقه زندگی نموده وفعلاٌ 59سال عمردارد ویک مامورمتقاعد دولت است درمورد قدامت تاریخی این میله چونین اظهارنظردارد.

                   درگذشته من که طفل بودم کاکایم که اولین فردی ازفامیل ما بود که به این ناحیه درایام امیرعبدالرحمن ازمسکن اصلی خودیعنی میدان وردک به این ناحیه به عنوان ناقل تبعیدشدیم این میله جریان داشت که دراصلی آن ما یکعده دوستان خودراکه آنها هم به خواص مختلف ولایات شمالی تبعیده شده بودند دراین میله ملاقات نموده دوباره به آنهاارتباط قائیم نمودیم .وبگفته وی این میله ازآن زمان هم بیشتر دارای قدامت تاریخی خودش بوده است .درآن زمان میله حضرت امام صاحب سه روزدوام میافت که درهرسه روزمردم به محوطه زیارت هجوم میاوردن ومیله راشادی وشادمانی وتوزیع صداقات وترانه باهم سپری مینمودچیزیکه درآن زمان دراین میله خیلی ها موادعلاقه مردم آن زمان بوده موجودیت ماهی فروان دراین ناحیه بود که اکثراٌ درروزمیله درعوض استفاده ازدیگرلحمیات ازآن بیشتر استفاده صورت میگرفت ومردم ساکن امام صاحب به مهمان نوازی همه این کتله بزرگ مشغول میبودند برعلاوه اکثریت مهمان که از ولایت نزدیگ وولسوالی هایی همجواربه این ساحه سواربه اسپ تشریف میاوردند ازخودولسوالی امام صاحب گوسفندخریداری میکردند وبه همرادوستان آنراصرف میکردند.

    جولاگران امام صاحبی دستمال هاساخته دست خودرابفروش میرساند .بسیاری اوقات عده کثیراززنان بیرون ازولسوالی امام صاحب دراین میله عنعنوی ظاهرمیگردئیدید که اقارب نزدیک شان دراین ولسوالی زنده گی میکردند اما حضورزنان ولسوالی خود امام صاحب مخصوصاٌ بعدازادای نماز ظهردرسه روز میله باعث رنگین بیشترمحفل میشد.(17)

   همچنان درطی یک مصاحبه بایکتن ازمتوالیان زیارت امام صاحب بنام بی بی وحیده که پدران آنها متوالیان این زیارت مبارک را نیزبه عهده داشت دریافتم که درگذشته برعلاوه اینکه مردم علاقمند بزگذاری این میله بودند دولت وقت نیزخوداین میله درمراسم برگذاری آن کمک منیمودند.به دان معنی که دولت بخاطربرگذاری چونین یک اجتماع بزرگ ازمردم دریک وقت بخاطر رسانیدن پلان های یشان به گوش مردم عوامل که درآن وقت وسائیل اصلاعاتی آنقدربیشترنبودضرورت داشت که درمورداین میتوان ازفرمان امان الله خان ووقت 500جریب زمین اطراف روضه مبارک به ساحه میتواند شاهد این مدعاماباشد .

    آنچه که درامروزجریان دراد که خودم شاهد آنستم اینست که میله جوانان وکهن سالان سراپا آمده برگزاری این میله بوده ودرجریان آن همه مردم گردهم جمع شده درباره موضوعات مختلف سخن رانی ها صورت گرفته ودرصحن باغ روضه دختران وپسران بشکل جداگانه به صرف طعام مشغول شده واکثرفامیل ها درگوشه هایی جداگانه قرار میگرنئید.درجریان ایام برگذاری میله شهروندان شهر امام صاحب اکثراٌ مهمانداربوده ومیزبانی دوستان خودرا به عهده داشت ومامورین پایه دولتی بخاطر این محفل بزرگ از شهرکندز وارد شده واین محفل رادایر میکند.(18)

    در مورد بر گذاری محفل از طرف دولت مراد جیحون کارمند شاروالی امام صاحب در این مورد چنین ابراز نظر مینمایند . در یک ماه قبل ا زبرگذاری محفل برداشتن علم روضه مبارک آماده گی ها آغاز میگردد که این آماده گی ها شامل ترمیم دیوار ها اکنون روضه مبارک رنگمالی بعضی نقاط تهیه بیرق ها که در اکثر کوچه های که به روضه وصل میشود وهمچنان پاک کاری تمام نواحی شهر ولسوالی امام صاحب میباشد .

   در این محفل اکثراٌ مامورین بلند رتبه ملکی دولتی ازولایت کندز و گاهی از ولایات هم جوار حضور به هم میرسانند. وی افزود در جریان برگذاری این میله عنعنوی چیزی که قابل توجه خاص من قرار میگیرد بلند رفتن نرخ بعضی از مواد مثل روغن و لحمیات وروز برگذاری میله است که از طرف شاروالی امام صاحب ازآن جلو گیری صورت میگیرد ولی خاطر نشان میسازد که به علت کوچک بودن ساحه برگذاری محفل اکثر مهمانان به محفل حضور نمیابند . واین میله بعد از برگذاری اول حمل (نوروز ) در مزاری شریف بزرگترین محفل در شمال مملکت میباشد . که همانند آن یک میله بزرگ میباشد که اهالی بیشتر از ولایات مختلف درآن حضور به هم میرسانند و یک میله عنعنوی بوده میتواند.

    اینکه این میله یک جنبه فرهنگی دارد ویا عنعنوی تا حال به درستی معلوم نیست ولی ازروی شواید تاریخی وفرهنگی که در نزدما وجوددارد به ساده گی گفته میتوان که این میله درگذشته یک جنبه فرهنگی دارد . (21)

    زیراما در آریانای کهن میله هازیادی راباوجودداشتیم که بعداٌ به گونه هائی مختلف تغیر شکل پیدانمودوکاملاٌدیگربخود گرفته است .این ازتصوردوربوده نه متواندکه میله روضه امام صاحب شاید سابقه قبل ازاسلام هم داشته باشد زیرااسکندرمقدونی باحمله خوداین ساحه شهرک راساخته وچون دراینجامردم زندگی میکردند که اسکندرمقدونی متوجه این ساحه گردئیدودرمیان مردم قدیم آریانا رایج بودکه روزاول سال رابامیله ویک محفل بزرگ تجلیل نمایندازاواحتمال زیاد میرودکه این میله دراین زمان دراین ساحه موجود بوده باشد زیرااسکندرمقدونی دراینجا یک اسکندریه رااعمارنموده بود ولی بعدها باوجودآمدن این اسلام شائید مردم بخاطرمتبرک شدن این ولسوالی بامدفون شدن سرمبارک حضرت امام حسین آنرافال نیک گرفته واین میله رابابرافراشتن علم مبارک این شهربزرگ راه اسلام جشن وشادباشی میگریندوبه همین اساس سال بشترجنبه مذهبی وعنعنوی پیداکرده وتااندازه ازجنبه فرهنگی آن کاسته شده است.

              مزارات حضرت امام  

1-بابه قچقار.                                

2-بابه روشتای،پسته مزار .               

3-شیخ الاسلام ابوالارهین .                

4- سیدحسن جان.

5- خواجه القاسم.

6  -    شیرسوار.

7- قطربلاق جان .

8- شهدای دورهَ لقی.

9-هزاران دیگردرعرض راه ها حلقه کول، قرغان تپه ،هچکلی ،خاتون قله ،وبایکه وغیره.

10- سیداحمدشاه آغا.

11- مخدوم صاحب خوقندی.

1...این زیارت درسمت جنوب دروازه روضه مبارک  میباشد که قاعدتاٌ زایرین قبل ازتصرف به بارگاه حضرت امام صاحب با این بارگاه دعامینماید شهرت شان معلوم نیست .

2.... با به روشنائی یاپسته مزار، مزاریست که درپای دیواری سمت غربی حرم مسجدروضه مبارک واقع میباشدکه مردم درآنجاگل لای کرده وکلوله ساخته برزخم وازخ میماندوشفامیابندشهرت مکمل شان واضح نیست .

3.... ابولاراهن همان شخصیت علمی فضایل است که چراغ وانجمن آریانادائرﺓ المعارف ازایشان یادکرده گفته اندهمین بارگاه بایشان تعلق خواهدداشت لاراهن دعای حقیقت نداشته روی تذکرات عمیق تاریخی بارگاه .

4.... سیدحسن جان زیارتیست که درسمت غربی روضه مبارک دومیل اضافه ترفاصله دارد همه روزه های چهارشنبه میله دارد ومیله چهارشنبه ها بهاری آن پرجم وجوش تراست شهرت مکمل ندارد.......... 12:ص(80-81)

5.... خواجه ابوالقاسم مزاریست که درقلعه کوهی طرف غرب حضرت امام صاحب موقعیت دارد علاقمندان زیاد دارند شهرت مفصل شان جستجوشده قصبه است که می گویند هرکه رامهمی بزرگ باشد دریک روزحضرت خواجه چنگال وخواجه ابوالقاسم وبابه قچقارراپیاده زیارت کذروبه حرم حضرت امام صاحب داخل شود مهماتش حل میشود..

6....مزار شیرسواردرسمت شمال روضه مبرک واقع میباشد وشهرت ندارد.

7.... قطربلاق جان همان زیارتسیت دردامنه کوه خواجه ابوالقاسم موقعیت دارد وهمه ساله درروز نهم حمل مراسم باشکوهی درآنجا برگذارمیشود علم مبارک برفرازچوبی به تعالی کشور وسعادت مردم هر سال افراشته میشود وآنگاه میله آن خاتمه می یابد روزدهم حمل علم حضرت امام صاحب بلند میشود .

    8-شهدای دوره لقی :درجوارجنوب روضه مبارک واقع میباشند که دریک روز اضافه ازصد نفر بدست تاجکان لقی جام شهادت مینوشند سوجه حکومت وقت درهمین موضوع به خاک سپرده شده اند شهرت شان قید نشده وتربت شان به خاک یکسان گردیده وچارپاها درآن کروش میکند .

10-سید احمد شاه آغا :سید امد شاه آغا فقیرمردی بود از قندهار ومدتی درشهر حضرت امام صاحب سکونت داشتند ودر سال 1345ش برحمت ایزدی پیوسته اند .

ازارجمندان زیاد دارند مزار شان درکتل شیرماهی بنابر توصیه ووصیت خودشان مورد توجه همکان است .

12- مخدوم صاحب خوقندی مرد عارف وفاضل دانشمند مسکون اند که عقیده شان درباره حضرت امام صاحب باخلاصه سوانح شان دراین رساله درج است آرامگاه مبارک شان درقریه اسماعل میباشد .مرد صاحب خانقا بودن د درسال 1350ش برحمت ایزدی پیوسته اند .ابوبکرازیب  12(83)

              

                آثاربجا مانده با ستانی درولسوالی امام صاحب:

       شهرهایی زیادی درتاریخ قدیم کشور درصفحات شمال هندوکش عرض وجود نموده است که بعد به مرورزمان نظربه تغیر درسیاست های دولت ها وتغیردراستراتیژی اقتصادی وجارتی کشورها متروک ودرزیر انبارهای خاک مدفون ویا هم بکلی ازمیان رفته است . کندز روزی به عنوان یک معبرگاه عنور اموال تجارتی راه ابریشم دارای اهمیت خاص درپرتواقتصادی مملکت داشته است .موجودیت کهنه قلعه درآرهن قدیم –قلعه کامزکوت دشت ارچی –قلعه ژوبن درعلی آباد –کهنه قلعه خان آباد –بالاجصار کندز –موجودیت قلعه ذال دولسوالی قلعه ذال همه بیان گر موقعیت حساس کندز را درروز گاران دولت های قدیم افغانستان تا هنگا م موجودیت راه ابریشم مشاهدت میدهد .

  درست درشمال مملکت شهر که به آن خلم گفته میشود شهر که بدان سنمجان گویند وشهرکه بدان بغلان گویند وشهر ولوالج گویند وشهر که بآن هوظه گفته میشود وشهرکه به آن نورمن گفته میشود وشهر که آنرا ارهن گویند . به اساس گفته ای یعقوبی ازتوابی بلخ بوده است . ولی اصطخری آنرا ازشهرهای تخارستان خوانده ومیفزاید وخلم . صنم جان بغلان ،الکلند ، واوا لیز، آرهن راون ، تالقان ،خوست ،اندراب ،ازجمله شهرهای معروف تخارستان است .7:ص(37)

     نسبت  به گفته یعقوبی گفته های اصطخری نزدیکتر به حقیقت است زیرا شهرهای را به اصطخری نام برده است اکثرا شهرهای بوده که دران حکومت تخارستان دردوره های مختلف حکمروایی میکرده واکثرا این شهر درموقعیت های واقع میشده اند که دران ناحیه  قافله های اموال برای راحت کردن ویا رفع خسته گی مدت کوتاهی را سپری میکردند .آرهن نیز ازجمله همین شهرهای بندری محسوب میشود که شاهد قافله ها برای راحت کردن ارآن مدت کوتاهی را سپری میکردند . به اساس موقعیت جغرافیایی آرهن درشمال ولایت کندز درساحل جنوب دریای آمو به فاصله 24 کروراه به سمت شمال شرق شهر کندز فاصله  دارد

این شهرازشرق به غرب امتداد دارد کشف درینست آی خانم درنزدیک آرهن ازقدامت این شهر نیز گواهی میدهد . چنانچه درگزشته ها رسم شهر سازی طوری بود که شهر ها باهم دیگر درفاصله های نزدیک غرض نزول کاروان ها اعمار میگردید وهمه این شهر ها درمسیر کاروان ها واقع مشد واز آنجا عبور میکرد واین نواحی زودتروخوبترآبادان میشد ازین روتنها ای خانم بلکه شهرهای مثل آرهن ،قلعه ذال وتخت قباد درفاصله های یک روز وهر روز منزل با امتداد هم واقع شد ه اند . دروادی آرهن ولسوالی های خواجه غار –دشت ازچی نیز موقعیت دارند که میتوان انگیزه اصلی ابادانی این ولسوالی ها موجودیت شهر مذهبی چون آرهن بوده است .

    برپایه مطالعات تاریخی آرهن یکی ازاسکندریه ها آریایی درسده های پیش از اسلام بوده وبراساس اطلاعات تاریخی این شهر به وسیله اسکندرمقدونی هنگام تصرف شهر های آریانا درحوالی 320-330 ق-م ساخته شده است .12:ص(84-8 6)

     معلوم نیست که نام اصلی این شهر درآن دوران چه بوده است اما آنچه روشن است که این نام درزمان تسلط دین بودا به این ناحیه اطلاق که درست به دوره کوشانی رقم میخورد .نام آرهن –یاآرهنگ تادوره های اسلامی دوام میکند وبعداز انکه مقبره حضرت امام حسین درناحیه ساخته میشود امام صاحب میشود ..

 

 

[ چهارشنبه 1389/02/08 ] [ 3:47 بعد از ظهر ] [ احمد خالد جمال زاده ] [ ]

مختصری در بارۀ جغرافیایی رستاق

ولایت تخار یکی از ولایات 34 گانه افغانستان که در شمال شرق کشور هم مرز با ولایات بدخشان، کندز، بغلان و پنجشیر و همچنان  جمهری تاجکستان موقعیت دارد. دارای 17 واحد اداری است . یکی از وسیع ترین و پر نفوس ترین ولسوالی های تخار – ولسوالی رستاق است که در ناحیۀ نسبتاً شرقی این ولایت واقع است. ولسوالی رستاق از طرف شمال به به ولسوالی چاه آب وشمال شرق با ولسوالی ینگی قلعه ، از طرف غرب با ولسوالی خواجه غار، از طرف جنوب غرب با تالقان مرکز ولایت تخار ازطرف جنوب با ولسوالی کلفگان، از طرف جنوب شرق با ولسوالی کشم بدخشان از طرف شرق با فیض آباد مرکز ولایت بدخشان و ولسوالی شهر بزرگ بدخشان همسایه است.(3: 42)

نام قدیم رستاق کنونی به اساس ذکر منابع تاریخی چون حدود العالم من المشرق و المغرب ، المسالک و الممالک، البلدان وغیره ولوالج بوده و در کنار آن ناحیۀ بیرون از شهر مجموعۀ روستا های واقع بوده کاه رستاق نامیده میشده است ، در اثر حملات چنگیز و زلزله ها و حوادث طبیعی ولوالج ویران و مردم آن به روستاها کوچیده و روستاق تا به اکنون آبادان مانده است. ( 5: 83)

اینک با استفاده از منابع که در دسترس  پیرامون جغرافیای رستاق مطالبی را به عرض میرسانم.

آقای محمد اکبر شوماچ نورستانی می نویسد سلسله کوههای فرعی هندوکش را به دو بخش تقسیم می کند، یکی به طرف شمال و دیگری به طرف جنوب امتداد یافته است ، که از کوههاییکه به طرف شمال امتداد یافته سلسله کوهها ی شغنان و درواز است که از حصۀ اشتراغ ، هندوکش از ناحیه شمال قلعه معروف به نام « نوشاخ » شروع شده از جنوب اشکاشم گذشته سپس از جنوب رود شیوه ( جهیل شیوه ) عبور میکند... در حصه غرب شهر فیض آباد و قسمتی از این سلسله کوه با سمت جنوب ادامه یافته کوه بچه های شرقی و جنوب رستاق را به میان آورده است...( 9: 48)

و در مورد دریای کوکچه می نویسد :«ازقسمت اخیرو بلند،هندوکش اصلی یعنی منطقه نورستان و زیباک ، سلسله خواجه محمد ، اشکاشم  و غاران سرچشمه گرفته و ازسه رود خانه تشکیل میگردد ( دریاچه دره یمگان، دریاچه درۀ وردوج ، دریاچۀ دره سرغیلان ) از حصه آخر بهارک سمت خود را به طرف غرب تغیر میدهد و از کنار چپ فیض آباد می گذرد بعد سمت حرکتخود را گاهی به جنوب غرب و گاهی به غرب تغیر داده منطقه رستاق را از سمت جنوب رحاطه نموده به ناحیه خواجه غار به رود آمو میریزد.» ( 2: 80)

استاد شورماچ افغانستان را دارای ده منبع انرژی سوخت میداند و در شماره پنجم آن می نویسد : « براساس یک سلسله فعالیت های جیولوژیکی به وجود آمدن ذخایر نفت و گاز طبیعی درجیوسنگلاین های شمال افغانستان که از حصه رستاق ( ولایت تخار ) تا سرحد فارس و از رود آمو تا به سلسله کوه هندوکش غربی ، کوه بابا و تیربند ترکستان را در برگرفته یکی از شرایط مساعد طبیعی است که بر اقتصاد کشور تاثیر بزرگ وارد کرده است.(7 : 182)

وزیر عنوان منابع طبیعی نفتدر افغانستان می نگارد: موضوع بررسی و تفحصات جیولوژیکی پترول در مملکتاز 1310 هـ ش آغاز یافته تا سال 1344هـ ش به پایه تکمیل رسیده و بالآخره چنین وانمود شد که ساحه شمال افغانستان در حصۀ رستاق الی سرحد فارس واز رود آمو تا سلسله کوه هندوکش غربی با کوه بابا و تیربند ترکستان برای پیدایش پترول مساعد است.(1 : 191)


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 1389/02/08 ] [ 3:43 بعد از ظهر ] [ احمد خالد جمال زاده ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به روز دوشنبه 13 قوس سال 1367 در شهر کابل دیده به جهان گشودم بعد از گام گذاشتن به مدرسه به سال 1385 از لیسه حضرت عمرفاروق در ولسوالی رستاق ولایت تخار افغانستان به دانشکده تعلیم وتربیه دانشگاه کندز راه یافتم که خوشبختانه به سال 1388 از این دانشگاه دیپلوم بدست آوردم و اکنون دانشجوی دوره ماستری در دانشگاه پیام نور ایران در رشته حقوق بین الملل هستم.
امکانات وب

آمار وبلاگ

  • کاربران آنلاین :

  • بازديدها :

آمــوزش وبــلاگ نویسی

Download Cod Music





<-PostTitle->





javascript Codes

جستجو در مطالب :

گوگل: یاهو: ام اس ان:

 

دریافت کد جستجوگر


دریافت کد جستجوگر

javascript Codes